تبليغاتX
جوانان قوم لر

جوانان قوم لر
 
به وبلاگ جوانان قوم لر خوش آمدید...

 

برگزاري جشن هاي نوروز 90 در كهگيلويه و بويراحمد شروع شد

ياسوج - ويژه برنامه جشن جهاني نوروز سال 90 در استان كهگيلويه و بويراحمد با مشاركت دستگاه هاي فرهنگي و استانداري استان برگزار شد.

برگزاري جشن هاي نوروز 90 در كهگيلويه و بويراحمد شروع شد

مسوول دبيرخانه جشن جهاني نوروز 90 در كهگيلويه و بويراحمد روز دوشنبه در گفت و گو با ايرنا اظهار داشت:اين جشنها كه براي اولين بار در كشور برگزار مي شود و سعي خواهد شد علاوه بر زنده نگه داشتن رسوم ملي و بومي به ارزشهاي ديني و اسلامي نيز ارج گذاشته شود.

عبدالرحمن توفيقيان بيان كرد:اين جشنها با مشاركت اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي ، حوزه هنري استان، اوقاف وامور خيريه، سازمان تبليغات اسلامي، شهرداري، صداوسيما، نيروي انتظامي و سازمان حمل و نقل پايانه هاي استان برگزار شد.

وي عنوان كرد: ويژه برنامه افتتاحيه تحويل سال در گلزار شهداي تمام مراكز شهرستاني ، بقاع متبركه و امامزاده ها و با حضور حضور خانواده شهدا و مردم استان و ميهمانان نوروزي برپا مي شود.

توفيقيان گفت: در تمام شهرها امكانات مناسب براي استقبال از نوروز فراهم شده است تا هويت ملي و بومي در كنار هويتهاي ديگر جهاني همچنان به حياط خود ادامه دهد.

وي اظهار داشت: برنامه تحويل سال 90 در مركز استان از ساعت 30 دقيقه بامداد روز دوشنبه در گلزار شهادي ياسوج كه شامل برنامه مختلف معنوي و هنري است با حضور خانواده شهدا و مردم استان و ميهمانان نوروزي برپا شد.

توفيقان افزود:در اين جشنها به مدت پنج روز ويژه برنامه هاي هنري ، فرهنگي ، ورزشي و علمي براي زنده نگه داشتن اين رسوم برگزار مي شود.

وي يكي از برنامه هاي اين جشنها را تبيين فلسفه نوروزي در سطح استان دانست و افزود: با حضور برخي افراد آگاه و انديشمند چنين نشست هايي نيز در اين مدت برگزار خواهد شد.

به گفته وي در مدت پنج روز در شهر ياسوج برنامه هاي سنتي و بومي در پارك ساحلي و آبشار ياسوج برگزار مي شود.


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه نهم فروردین 1391 توسط جوان یاسوج
  • به پاس گرامیداشت روز معلم یادی کنیم از چهره ماندگار و مفتخر استاد بهمن بیگی
  • یادی از استاد بهمن بیگی ( )


  • استاد محمّد بهمن‌بيگي، يكي از چهره‌هاي محبوب و آشناي عرصه فرهنگ و ادب و از بنيانگذاران آموزش عشايري است كه با تلاش و كوششِ وصف‌ناپذير در جهت پرورش استعدادهاي درخشانِ فرزندان عشاير ايران، قدم‌هاي ماندگار و ريشه‌اي برداشته است. استاد، در كتاب بخاراي من ايل من، زندگي خود را اين‌گونه ترسيم مي‌كند: «من در يك چادر سياه به دنيا آمدم. زندگاني را در چادر با تير تفنگ و شيهه اسب آغاز كردم. تا ده سالگي حتي يك شب هم در شهر و خانه شهري به سر نبردم... زماني كه پدر و مادرم را به تهران تبعيد كردند، تنها فرد خانواده كه خوشحال و شادمان بود، من بودم. نمي‌دانستم كه فشنگ مشقي و تفنگم را مي‌گيرند و قلم به دستم مي‌دهند... پدرم مرد مهمي نبود. اشتباهآ تبعيد شد... و دوران تبعيدمان بسيار سخت گذشت... چيزي نمانده بود كه در كوچه‌ها راه بيفتيم و گدايي كنيم. مأموران شهرباني ]رضاخان[ مراقب بودند كه گدايي هم نكنيم... به كتاب و مدرسه دلبستگي داشتم. دو كلاس يكي مي‌كردم. شاگرد اوّل مي‌شدم. تبعيدي‌ها، مأموران شهرباني و آشنايان كوچه و خيابان به پدرم تبريك مي‌گفتند و از آينده درخشانم برايش خيال‌ها مي‌بافتند. سرانجام تصديق گرفتم. يكي از آن تصديق‌هاي پررنگ و رونق روز. تبعيدي‌ها، مأموران شهرباني، كاسب‌هاي كوچه، دوره‌گردها، پيازفروش‌ها، ذرّت‌بلالي‌ها و كهنه‌خرها همه به ديدار تصديقم آمدند. من شرم مي‌كردم و خجالت مي‌كشيدم. پدرم از شور و شوق اشك به چشم آورد. در مراجعت به خانه ديگر راه نمي‌رفت، پرواز مي‌كرد... ملامتم مي‌كردند كه با اين تصديق گرانقدر، چرا در ايل مانده‌اي و چرا عمر را به بطالت مي‌گذراني؟ تو تصديق داري و بايد مانند مرغكي در قفس در زواياي تاريك يكي از ادارات بماني و بپوسي و به مقامات عاليه برسي. در پايتخت به تكاپو افتادم و با دانشنامه حقوق قضايي به سراغ دادگستري رفتم تا قاضي شوم و درخت بيداد را از بيخ و بن براندازم. دلم گرفت و از ترقّي عدليّه چشم پوشيدم. در ايل چادر داشتم، در شهر خانه نداشتم. در ايل اسب سواري داشتم، در شهر ماشين نداشتم. در ايل حرمت و آسايش و كس و كار داشتم، در شهر آرام و قرار و غمخوار و اندوه‌گسار نداشتم. نامه‌اي از برادرم رسيد. بوي جوي موليان مدهوشم كرد. ترقّي را رها كردم. تهران را پشت سر گذاشتم و به سوي بخارا بال و پر گشودم. بخاراي من ايل من بود».
    اين دانشي‌مردِ فرهيخته سرد و گرم روزگار چشيده به تجربه دريافته بود كه تنها راه نجات عشاير در بالا بردن سطح سواد جمعيّت عظيم عشايري است. مردمي كه با هرگونه ناملايمات زندگي مي‌ساختند، شجاع و بخشنده بودند، با قناعت و صبوري زندگي مي‌كردند، حليم و صادق بودند، امّا روح لطيف خود را با مفاسد اجتماعي آلوده نمي‌كردند، غيور و ظلم‌ستيز بودند و تشنه معرفت و جوياي دانش. چه كسي مي‌بايست به اين قشر محرومِ رنج‌كشيده توجّه مي‌كرد.
    استاد بهمن‌بيگي كه خود پرورده درد و رنج بود به خوبي مي‌دانست كه كسي آستين بالا نخواهد زد و دولتمردان را نيز در سر، سوداي تعليم و تربيت و پروراندن استعدادهاي افراد ايلياتي نيست؛ از اين‌رو دست به كار شد. تصميم گرفت به جاي چوب شباني، قلم در دست كودكان عشايري نهد و خواندن و نوشتن را به طريق خاصّ خود به ميان عشاير بَرَد تا جهل و بي‌سوادي را ريشه‌كن كند. شايد خود نيز در آن زمان بر اين باور نبود كه قدمي كه برداشته است چگونه به بار خواهد نشست امّا مصمّم بود و با تمام توان در اين عرصه قدم گذاشت. كوره‌راه‌هاي ايلي را به خيابان‌هاي پر زرق و برق شهري برگزيد و اسبان رهوار را به خودروهاي گران‌قيمت ترجيح داد و گويي با خود اين ترانه ايلي را زمزمه مي‌كرد كه:
    من اين باغ خرّم را
    با اشك چشم سيراب كردم
    چرا گلش براي ديگران
    چرا خارَش براي من
    آري! استاد مصمّم بود كه در بهار طبيعت و صفاي كوهستانâ چراغ علم و معرفت را روشن كند و گلشني از سوسن و سنبل بسازد كه خار چشم دشمنان گردد. اگر استاد بهمن‌بيگي زمزمه‌گر اين ترانه بود كه:
    داغ اگر يكي و درد اگر يكي بود
    مي‌شد چاره‌اي يافت
    با صد داغ و صد درد
    چه مي‌توان كرد؟
    ولي با همّت و اراده‌اي كه داشت نشان داد كه مي‌توان صد داغ و درد را نيز چاره كرد، دست به كار شگرفي زد، با تشكيل كلاس‌هاي عشايري و تربيت معلّمان مؤمن و متعهّد براي تدريس، ايجاد كتابخانه‌هاي سيّار، دانش را به ميان عشاير بُرد و از كودكان محروم، آينده‌سازاني بصير و مطّلع ساخت. استاد، چون بنده عاشقي، شب و روز را به هم مي‌دوخت تا بر تعداد مدارس عشايري افزوده شود، معلّم تربيت كند، از كمك‌هاي مالي دولتي و غيردولتي بهره‌مند شود تا كودكان مستعد امّا ستم‌كشيده، از حقّ مسلّم خود كه تحصيل و تربيت بود، محروم نشوند. استاد بهمن‌بيگي در حالي كه به راحتي مي‌توانست به پست‌هاي مهم دولتي دست يابد پشت به همه چيز كرد، احساس درد و وظيفه در قبال هموطنان و هم‌عشيره‌هاي خود، او را به دامان طبيعت كشاند، زندگيِ شهري را به شهرنشينان واگذاشت، با غم و شادي و با رنج و محنتِ مردانِ خانه‌به‌دوشي كه مدام در حركت بودند، ساخت؛ و بيست و شش سال از عمر خود را صرف تعليم و تربيت بچّه‌هاي عشايري نمود.
    استاد به خوبي دريافته بود كه «كليد مشكلات عشاير در لابه‌لاي الفبا است»، از اين‌رو معتقد بود كه بايد قيام كرد؛ و از اين جهت، مردم را به يك قيام مقدّس دعوت كرد: قيام براي باسواد كردن مردم ايلات.
    خدمات استاد بهمن‌بيگي به زودي نتيجه داد. بچّه‌هاي محروم ايلياتي، مراحل دبستاني و دبيرستاني را پشت سر گذاشتند و راهيِ دانشگاه شدند.

    بي‌شك  موفقيّت‌ها و آماده كردن كودكان براي فراگيري علوم و فنون و پرورش استعدادهاي كودكان عشايري مديون تحمّل رنج‌ها و تلاش‌هاي خستگي‌ناپذير استاد بهمن‌بيگي است. امّا در اين ميان، استاد را غم ديگري نيز بود. استاد همواره از ستم مضاعفي كه بر دختران معصوم عشايري مي‌رفت، رنج مي‌برد و بر آن بود كه دختران را نيز زير پوشش تعليم و تربيت قرار دهد؛ و به همين‌منظور تصميم گرفت كه با گسترش دانش در ميان دختران، آنان را به حقوق خود آشنا سازد. اگرچه اين امر در حال و هواي آن روزگار كار سخت و دشواري بود و تعصّب‌هاي ايلي و عشيره‌اي كار را بر استاد دشوار كرده بود، امّا استاد مصمّم بود و چاره‌اي جز اين نداشت كه در هر اجتماعي حاضر شود، از فوايد دانش و سواد سخن گويد و با هرگونه تعصّب و خامي با صبوريِ تمام مبارزه كند. در اثر تلاش و كوشش، استاد سرانجام توانست در اين مبارزه نيز موفق شود و دختران را نيز به دبستان بكشاند و به تربيت آنان همّت گمارد.
     تسلّط استاد به سه زبان انگليسي، فرانسه و آلماني كه اغلب آثار نويسندگان خارجي را به زبان اصلي مطالعه مي‌كرد و غور و تفحّص در متون ادبي، اين اجازه را به وي مي‌داد كه با نثر دلنشين و جذّاب دست به تأليف زند. از آثار استاد بهمن‌بيگي بوي طبيعت و انسانيّت به مشام جان خواننده مي‌رسد و نغمه دوستي و از خودگذشتگي مي‌تراود. بخاراي من ايل من؛ به اجاقت قسم؛ عرف و عادات در عشاير فارس؛ اگر قره‌قاج نبود... و ساير آثار ماندگار استاد را مطالعه فرماييد و آن‌گاه با من هم‌صدا خواهيد شد كه اين بزرگ‌مرد ايلياتي چه جانفشاني‌ها كرده و چگونه به مسائل جاري پشت‌پا زده و زندگي و عمر و جواني خود را وقف تعليم و تربيت و آگاهي و بيداري كودكان عشاير نموده است و چگونه توانسته است كه در سايه همّت و تلاش عاشقانه از كودكان عشايري مرداني نامدار راهيِ عرصه سياست و علم و ادب كند. بي‌شك تلاش استاد بهمن‌بيگي در زمينه آموزش عشايري مثال‌زدني است. روحش شاد و یادش گرامی باد .

    منبع : http://anjom.ir/bozorgdasht/bozorgdashtha/bahmanbeygi

      معلم روزت مبارک.....


    نوشته شده در تاريخ پنجشنبه پانزدهم اردیبهشت 1390 توسط جوان یاسوج
    (1389/8/21) نقص عضو ؛ کرایه عبور از رودخانه!-یاسوج - خبرگزاری مهر: اهالی روستای گاودانه کهکیلویه و بویر احمد برای عبور از رودخانه مارون مجبور به استفاده از وسیله ای به نام "گرگر" هستند که بسیاری از ساکنان آن به هنگام استفاده از این وسیله غیر ایمن دچار نقص عضو شده اند./عکس:خلیل امامی
    همیشه می شود با شنا کردن از رودخانه عبور کرد... روستاییان از پل آن یکی روستا استفاده کنند... حواسشان جمع باشد انگشتشان قطع نشود.
    عصرایران - روستای گاودانه در استان کهکیلویه و بویراحمد واقع است. روز گذشته خبرگزاری مهر در گزارشی مکتوب و تصویری از این روستا، به تنها وسیله ارتباطی این روستا با جهان خارج از آن پرداخت: وسیله ای به نام "گرگر" که روستاییان مجبورند برای عبور از رودخانه و رفتن به محل تحصیل، کار، خرید، جاده، شهر و روستاهای دیگر سوار آن شوند.

    گرگر، در واقع تله کابینی است که روستاییان سوار آن می شوند و با دست، آن را حرکت می دهند. در این میان شیب تند رودخانه باعث می شود هر از گاهی دست مردم در زیر چرخ های آن گیر کند و انگشتان آنها قطع شود.

    تاکنون، بیش از 30 نفر از اهالی روستا دچار چنین حادثه ای شده و حتی برخی از آنان نیز به دلیل سقوط از گرگر دچار قطع نخاع یا مرگ شده اند.

    در پی انتشار این خبر و تصاویر تکان دهنده انگشتان قطع شده اهالی روستا به ویژه کودکان مظلوم آن، انتظار می رفت مسوولان و نمایندگان استان ضمن ابراز شرمندگی از اینکه در حوزه استحفاظی آنها چنین فاجعه ای در حال وقوع مداوم است، نسبت به حل مشکلات مردم این روستا و جاهای دیگری که احیانا چنین مشکلی دارند اقدامات فوری انجام دهند و هر چه سریعتر، پلی کوچک در این روستای محروم احداث نمایند.

    با این حال، آنچه امروز در همین خبرگزاری راجع به واکنش مسوولان منتشر شد، دود از سر آدمی بلند می کند که "خدایا اینها دیگر چه کسانی هستند؟"



    به اظهارات مسوولانه آقایان دقت کنید:

    - مدیر روابط عمومی استانداری کهکیلویه و بویراحمد: استاندار وقت ندارد پاسخ دهد.

    - سید محمدعلی بزرگواری ؛ نماینده مجلس: مساله را بزرگ کردید... قبل از هر اقدامی باید طرح نوشته شود، اداره راه و ترابری شهرستان آن را آماده کند، اداره راه شهرستان طرح را به کمیته برنامه ریزی استان بدهد، کمیته برنامه ریزی آن را تایید کند، بعد طرح به دولت برود تا در صورت موافقت به اداره راه استان بودجه دهند. بنابراین شاید تا زمان ساخت پل چند سال طول بکشد... روستاییان اغراق می کنند. شما هم مساله را خیلی بزرگ می کنید، همیشه می شود با شنا کردن از رودخانه عبور کرد... روستاییان از پل آن یکی روستا استفاده کنند... حواسشان جمع باشد انگشتشان قطع نشود.

    - نصرت الله انصاری، فرماندار: به روستاییان توصیه شده از گرگر استفاده نکنند، مسوولیت هر کسی که از این مسیر عبور کند با خودش هست.

     محمدحسین نصیری راد، رییس اداره راه منطقه نیز در مرداد ماهی که گذشت قول داده بود ظرف یک هفته کار ساخت پل برای روستای مذکور آغاز شود اما گویا یک هفته بعضی ها با یک هفته بقیه خیلی فرق می کند و هنوز موعدش نرسیده است!

    این در حالی است که از مردادماه تاکنون، انگشتان تعداد زیادی از هموطنان مان در این مسیر قطع شده است و البته با ادامه وضعیت کنونی، تعداد افرادی که دچار سانحه می شوند، همچنان افزایش می یابد.



    البته یکی دو نفر از مسوولان مصاحبه شونده توپ را به زمین مردم نینداخته اند مانند رییس بیمارستان امام خمینی دهدشت که گفته مراتب را به مسوولان بالاتر گزارش می کند تا چاره ای بیندیشند و ستار هدایتخواه نماینده دیگر مجلس که وعده داده موضوع را از طریق اداره راه استان پیگیری می کند.

    حال مروری دوباره داشته باشید بر روی اظهارات "به اصطلاح مسوولان" فوق:
    استانداری که وقت ندارد جواب بدهد که چرا در استان تحت مدیریت اش این فاجعه مدام در حال تکرار است ، فرمانداری که می گوید تقصیر خودشان است که از گرگر استفاده می کنند و نماینده مردم (!)ی که معتقد است روستاییان و رسانه ها دارند بزرگنمایی می کنند و پیشنهاد می کند ملت شناکنان از عرض رودخانه بگذرند و مثلا به مدرسه و مزرعه و شهر بروند!
    بعد هم به جای آنکه از وضعیت اسفناک موکلین اش متاسف شود و مثل اسپند بر روی آتش، از جا جهد و کاری کند، خیلی آسوده خاطر می گوید که باید طرحش نوشته شود و به دولت برود تا اگر مصوب شد، پلی ساخته شود.



    واقعا جای تاسف است که بعضی ها فکر می کنند برای ساختن یک پل روستایی هم باید دولت جلسه بگذارد و مصوبه بگذراند!

    اگر هیات وزیران باید به این امور مستقیما رسیدگی کند، پس مسوولان محلی و نمایندگان مجلس، این وسط چه کاره اند؟
    این چه حرف مضحک و چه استدلال تاسف انگیزی است برای توجیه تاخیر در ساخت پل؟

    آن یکی مسوول هم که رسما زیر قولش زده و از مرداد تاکنون، حقوق ماهیانه اش را گرفته و خبری از پلی که وعده داده بود، نیست!

    واقعا باید به این آقایان گفت اگر مرهمی بر زخم نیستید، لااقل نمک بر زخم مردم نپاشید. یعنی چه که تقصیر خودشان است که انگشتشان قطع می شود یا بروید شنا کنید؟! انگشت بچه خودتان هم قطع می شد می گفتید مساله مهمی نیست ، بزرگش نکنید؟!

    به خدا سوگند، "خجالت" هم یکی از بزرگترین نعمت های الهی است!



    اگر آقایان این قدر عرضه ندارند یک پل روستایی درست کنند، اعلام بی کفایتی کنند تا همین خوانندگان سایت های خبری اعم از راست و چپ و مستقل خودشان دست به کار شوند تا بلکه آقایان خجالت زده شوند!

    واقعا برای کشوری که در آن سوی دنیا هم طرح های عمرانی دارد و پل و سد و کارخانه و نیروگاه، می سازد، زشت و زننده است که در داخل مرزهایش، مردمی آن هم مردمی به شرافت و مظلومیت روستاهای کهکیلویه و بویراحمد، این چنین محروم و درمانده شوند و هر روز شاهد زخم و مرگ خود یا عزیزانشان باشند و آن وقت آقایان پایشان را روی پای دیگر بیندازند و بگویند: تقصیر خود مردم است.

    واقعا اگر در همین مجلس شورای اسلامی، به دلیل مثلا خرابی یک در، انگشت یک نماینده قطع شود، آقایان چه جار و جنجالی راه می اندازند و خبرش تا آن سوی دنیا می رود ولی وقتی ده ها هموطن در یک روستا، دچار چنین سرنوشتی می شوند، واکنش آقایان این است: بزرگنمایی می کنید!

    آیا خون تهران نشینان و مسوولان از خون بچه های روستای گاودانه کهکیلویه و بویراحمد رنگین است؟

    دقت کنید که مردم این روستا نمی گویند بیایید برای ما ورزشگاه بسازید یا نیروگاه خورشیدی برایمان بیاورید، فقط می گویند پلی درست کنید تا انگشت های بچه هایمان قطع نشود؛ همین!

    از دولت که همواره بر رسیدگی به مناطقه محروم را تاکید دارد، انتظار می رود ضمن بازخواست مسوولان استان به دلیل اهمال در خدمت رسانی ، به طور جدی پیگیر این موضوع باشد که چرا آقایان مسوول در استان کهکیلویه و بویراحمد تا این حد در برابر مشکلات مردم بی تفاوت اند. در واقع هر چند قطع مداوم انگشتان دست مردم منطقه فاجعه بار است ، نوع واکنش مسوولان محلی به این مساله، فاجعه ای بسیار بسیار بزرگ تر است.
    فاجعه نخست را می توان با ساخت پل از بین برد، و می ماند فاجعه بزرگ تر دوم که باید دید چه برخوردی با مسوولان سهل انگار می شود.

    نوشته شده در تاريخ سه شنبه سی ام فروردین 1390 توسط جوان یاسوج
    یاسوج// روستای تنگ تامردای ،بهشت گمشده در شهرستان بویراحمد روستاي تنگ تامرادي از توابع بخش مرکزي شهرستان بويراحمد است، که با مختصات جغرافيايي 51 درجه و 29 دقيقه طول شرقي و 30 درجه و 28 دقيقه عرض شمالي، در 54 کيلومتري جنوب غربي ياسوج قرار دارد.

    به گزارش خبرنگار باشگاه خبرنگاران؛ اين روستا از اطراف به کوه‌هاي زرآور و ساور محدود مي‌گردد و از سطح دريا 1400 متر ارتفاع دارد و تحت تأثير اقليم معتدل و مرطوب، آب و هواي آن در فصول بهار و تابستان مطبوع و دلپذير و در زمستان سرد است.
    در ورودي تنگ تامرادي و در مجاورت روستاي حسين آباد، دخمه و مقبره‌اي از دوران هخامنشي به جا مانده که به يکي از سرداران و يا نجباي هخامنشي مربوط است.
    تنگ تامرادي محل وقوع يکي از جنگ‌هاي تاريخ معاصر نيز هست. با توجه به موارد مذکور، مي‌توان قدمتي طولاني براي اين روستا در نظر گرفت.
    مردم روستاي تنگ تامرادي به زبان لري سخن مي‌گويند مسلمان و پيرو مذهب شيعه جعفري هستند.
    براساس نتايج سرشماري سال 1375، روستاي تنگ تامرادي در حدود 1150 نفر جمعيت داشته است که در سال 1385، به 1239 نفر افزايش يافته است.
    اقتصاد اين روستا بر پايه فعاليت‌هاي زراعي، دامداري و باغداري استوار است و تعدادي از مردم نيز در بخش خدمات و توليد صنايع دستي اشتغال دارند.
    کشت آبي و ديم در روستا رواج دارد و عمده محصولات زراعي آن گندم، جو و برنج مي‌باشد و مهم‌ترين محصول باغي اين روستا است.
     وجود مراتع و بوته‌زارهايي غني موجب رونق دامداري شده است و انواع فرآورده‌هاي دامي مانند گوشت قرمز، پشم و لبنيات محلي از قبيل کشک، دوغ، شير و کره در اين روستا توليد مي‌شود.
    دختران و زنان روستايي ضمن همکاري در فعاليت‌هاي زراعي به توليد انواع صنايع دستي مانند گبه، چادر و آيينه‌دان سنتي نيز اشتغال دارند.
    بخشي از جمعيت اين روستا عشاير کوچ‌رو هستند که از اواخر ارديبهشت ماه به مناطق ييلاقي کوچ مي‌کنند و پس از چهار ماه توقف در ييلاق از اواخر شهريور ماه به روستا بازمي‌گردند.
    روستاي کوهستاني تنگ تامرادي با بافت مسکوني متراکم بر روي شيب ملايمي استقرار يافته است.
    معابر روستا پيچ در پيچ و باريک هستند و اکثر خانه‌هاي اين روستا در يک طبقه با ديوارهاي ضخيم و سقف مسطح ساخته شده‌اند.
    خشت، گل، سنگ، کاهگل و تيرهاي چوبي عمده‌ترين مصالح به کار رفته در ساخت واحدهاي مسکوني است.
    از فضاهاي مشترک خانه‌هاي روستاييان، مي‌توان به اتاق‌ها، آشپزخانه، سرويس بهداشتي، انبار غله و طويله اشاره کرد. در ساخت خانه‌هاي جديد از مصالح مقاوم آجر، آهن، سيمان و گچ نيز استفاده مي‌شود.
    روستاي کوهستاني تنگ تامرادي با چشم‌اندازهاي طبيعي و زيبا، ارتفاعات بلند و پوشش گياهي سرسبز و با طراوت، به خصوص در فصول بهار و تابستان، محيطي مناسب براي گذران اوقات فراغت گردشگران و طبيعت دوستان محسوب مي‌شود. مهم‌ترين جاذبه‌هاي طبيعي روستاي تنگ تامرادي عبارتند از: آبشار تنگ تامرادي، که از کوهستان‌هاي پيرامون روستا سرچشمه مي‌گيرد، يکي از جاذبه‌هاي چشم‌گير و زيباي روستاست. چشم‌انداز درختان کهنسال بلند و سرسبز و گل‌ها و گياهان زيباي خودرو، زيبايي آبشار را دو چندان نموده است.
    چشمه بلوط عسلي، که در حوالي آبشار تنگ واقع شده است، يکي از معروف‌ترين ييلاقات و تفرجگاه‌هاي منطقه به شمار مي‌رود. اين چشمه، در پايين دست خود، حوضچه‌هاي طبيعي زيبايي را به وجود آورده است.
    در اطراف روستاي تنگ تامرادي ارتفاعات سر به فلک کشيده‌اي وجود دارد که در فصل زمستان پوشيده از برف مي‌شود و محيطي دلپذير براي کوهنوردان و طبيعت دوستان پديد مي‌آورد. دامنه‌هاي اين ارتفاعات هنگامي که در بهار و تابستان با گل‌هاي رنگارنگ پوشيده مي‌شوند، تابلويي تماشايي پديد مي‌آيد.
    محل وقوع جنگ تامرادي: اين تنگ موقعيت استراتژيک بسيار مناسبي دارد و شهرت خود را مديون جنگ معروف به نبرد تنگ تامرادي است.
    در اين نبرد، غلامحسين سياهپور از سران عشاير بويراحمدي، لشکر پياده تيمسار آريانا را شکست داد.
    مهم‌ترين مراسم سنتي اين روستا را عروسي‌ها و عزاداري‌ها محلي و برگزاري يادمان جنگاوران ايل تشکيل مي‌دهد. مراسم عروسي عموماً در فصل‌هاي بهار و تابستان برگزار مي‌شود و از رقص‌هاي محلي رايج در آن مي‌توان به رقص دوپا، رقص سه پا، رقص چوب و چوب بازي اشاره کرد.
    موسيقي در روستاي تنگ تامرادي بخشي از ويژگي‌هاي قومي - عشيره‌اي است و با آداب و رسوم مردم پيوندي نزديک دارد. بهره‌گيري از انواع آواهاي لري با آهنگ‌ها و ترانه‌هاي رايج آن، در مراسم شادي و عروسي و در مراسم سوگواري معمول است. انواع آلات موسيقي در اين روستا عبارتند از: ني، ويلون، کرنا، طبل، سنج، دهل و کمانچه.
    پوشاک اغلب مردان و زنان در روستاي تنگ تامرادي، لباس‌هاي محلي لري و بويراحمدي است که از تنوع و زيبايي خاصي برخوردارند.
    زنان معمولاً در تهيه لباس‌هاي خود از پارچه‌هاي رنگارنگ و روشن، با طرح‌ها و نقش‌هاي متنوع استفاده مي‌کنند.
    پوشاک مردان اين روستا مشتمل بر کلاه، جامه، تنبان، آرخاليق، دلگ، شال، گيوه و سدره است.
    زنان هنرمند روستاي تنگ تامرادي در توليد انواع صنايع دستي از قبيل گبه و چادر عشايري اشتهار دارند. از ديگر صنايع دستي آن‌ها، توليد آئينه‌دان مي‌باشد.
    مهم‌ترين غذاهاي محلي اين روستا عبارتند از: آش کارده، کُلَگ و انواع نان‌هاي محلي. کشک، کره محلي، روغن، گردو و گبه معروف‌ترين سوغات اين روستا به شمار مي‌رود.
    دسترسي روستاي تنگ تامرادي از طريق شهر ياسوج، با جاده مناسب قابل دسترسي است./


    نوشته شده در تاريخ شنبه چهاردهم اسفند 1389 توسط جوان یاسوج

    امامزاده بی بی حکیمه (س)..

    در سرگذشت حضرت بی بی حکیمه (ع) دختر باب الحوائج امام موسی کاظم (ع) می فرماید در بعضی اخبار و روایات آمده که در زمان حکومت بنی العباس شدت عداوت و کینه بنی عباس علیه اهل بیت پیامبر (ص) اوج گرفت و شروع کردند به حمله و هجوم به خانه های بنی هاشم همه از مدینه فرار کردند و روی به سوی ایران آوردند. شدت ظلم بنی عباتس به حدی بود که جوانهای ان ها را در هر کجا می دیدند به قتل می رساندند تا زمان ولایتعهدی حضرت امام رضا (ع) که بنی هاشم برای آزادی خود به طرف ایران امدند پس از اینکه طبق تاریخ حضرت رضا (ع) را با حیله به شهادت رسانیدند تمامی اهل بیت پیامبر که به ایران امده بودند خود را گرفتار دیدند و از ترس دشمن پراکنده شدند و دشمن در تعقیب آنها روزبه روز بر شدت اعمالش می افزود به طوری که در هر کجا یکی از بنی هاشم را می دیدند فوری سر میس بریدند.

    آنقدر کار بر بنی هاشم سخت شد که اکثرانهااز ترس به کوه ها و بیابانها فرار می کردند و حتی می ترسیدند نام خود را بگویند حکومت دستور داده بود که در شهرها و دهات و جاده ها و بیابانها آنها را تعقیب نمایند و حتی آمده که آنها را زنده به گور می کردند یا می سوزاندند. چون بنی هاشم ذریه فاطمه زهراء(ع) آنقدر در مردم نفوذ کلام داشتند که حدی نداشت و دشمن که از این لحاظ خیلی وحشت داشت جز از بین بردن انها راهی نمی دید . مطلب را خلاصه کرده به شرح حال بی بی (ع) می پردازیم.

    در این جزوه آمده بی بی نفیسه دختر باب الحوائج امام موسی کاظم (ع) به اتفاق برادران و خواهران احمد بن موسی (شاه چراغ) فضل و حسین و حیدر و خواهران :حکیمه و زبیده و خدیجه و عده ای زیاد از نوادگان از طریق خوزستان وارد استان فارس شده ودر انجا جنگ بر پا می شود و عده ای به شهادت می رسند و بقیه در کوشک دشت (بهبهان) و اطراف پراکنده می شوند ودر آنجا عده ای به شهادت رسیده و بقیه به کوه ها پناه می برند . حضرت بی بی حکیمه در این شرایط سخت و دشوار متوجه می شوند که عده ای از جوانها کشته شده اند دستور داده می شود زن ها به کوه ها و بیابانها ببرند و زن ها هم از وحشت و ترس از اینکه دشمن به خانه ه شان حمله نماید به کوه ها و بیابانها پناه می برند تشنه و گرسنه از ترس و وحشت دشمن به خود می لرزیدند . طبق روایات بی بی مکرمه بر اثر ترس از دشمن از طریق دیلم به کوه ها و بیابانهای این سمت حرکت می نماید و دشمن هم در تعقیب آنها بوده بی بی همچنان در بیابانهای بی آب و علف سرگردان بوده و دشمن از هر سو در جستجوی آنها بوده تا انان را به قتل برسانند . بی بی مکرمه سرگردان و متوحش و تنها از بیکسی خود ناله و زاری می کرد . راوی می گوید بی بی نفیسه در بیابانها و تپه ها بیکس به راه خود ادامه میداد که ناگهان دشمنان به بی بی رسیدند و او را محاصره کردند. دختری جوان آنهم دختر امام چه کند در این حال دست به سوی آسمان برد و دعا کرد و در حالی که به خود می لرزید می فرمود : اغثنی یا غیاث المستغیسین یا جار المستجیرین یا امان الخائفین یا ملجاءالهاربین ارحمنی بر حمتک یا ارحم الراحمین بحق آبائی المیامین خلصنی من البلاء العظیم. صاحب حدیث می گوید در این هنگام به امر الهی کوه نعره کشید دو تکه شد و شکاف برداشت و بی بی وارد غار شد و شکاف در پشت سرش به هم آمد . در این موقع دشمنان که به محل رسیدند ملاحظه کردند که آن حضرت ناپدید شده وپس از جستجو متوجه گردیدند که بی بی به داخل غار رفته و هیچ راهی نداردذ جز یک روزنه که در ان نور می درخشد خسته وناراحت و عصبانی از اینکه تا اینجا او را تعقیب کرده اند و از دستشان رفته چه باید بکنند پس از مشورت تصمیم گرفتند که آنجا را به آتش بکشند. اول انجا را علامت گذاشتند بعد بیل و کلنگ آوردند تا انجا را بشکافند . چهل شبانه روز آنجا را کندند ولی نتیجه نگرفتند ناچار آتش افروختند و آنجا را به آتش کشیدند و حالت بی بی شد حالت حضرت زینب در عصر عاشورا که خیمه ها را آتش زدند . دشمنان وقتی که انجا را اتش زدند هلهله و شادی می کردند به این تصور که یا او را می سوزانند و یا مجبور به خروج می کنند و دستگیر می نمایند ولی مایوس شدند و سرافکنده و شرمسار انجا را ترک نمودند هذا بنت الامام موسی بن جعفر (ع) فما اشبه هذا الیوم بیوم عاشورا بارض الطف و ما اشبه هده العلویه بزینب بنت امیرالمومنین . و حال بی بی مثل حال حضرت زینب در روز عاشورا شد. اما بی بی مکرمه در تنهائی خود نشسته بر غریبی و بیکسی خویش گریه می کرد و خداوند او را اینچنین از دست دشمن نجات داد و در آنجا چشمه اب گوارائی مانند آب زمزم جاری نمود که تاکنون از پشت حرم جاری است و در حال حاضر هم اهالی ده خلیفه ها از آن استفاده می کنند . راوی می گوید ان بانوی مکرمه تنها در میان کوه باقی ماند و هیچکس به او دسترسی نداشت و مرتباگ به درگاه خداوند راز و نیاز می کرد . ندا می داد کجایند اهل بیت من کجایند عشیره من کجایند برادران من چه می دانند که من اینک تنها و بیکس در میان کوه نشسته ام. راوی می گوید ان بانوی بزرگوار تنها در میان کوه باقی مانده بود و کسی به او دسترسی نداشت تا اینکه مدتی نچندان دور حکومت بنی عباس سرنگون گردید و این ماجرا بر زبانها افتاد که یکی از نوادگان پیامبر اکرم (ص) داخل کوه شده و از کرم و معجزات الهی از کوه خارج نشده . مردم با شنیدن این خبر دسته دسته به آن کوه می آمدند و از آن تبرک می جستند . در این میان فرد مومنی که در بندر دیلم اقامت داشت و صاحب اولاد نمی شد روزی به همسرش گفت بیا ما هم کنار آن کوه برویم و از خدا بخواهیم به برکت دختر رسول الله بر ما منت نهد و ما را صاحب اولاد گرداند باشد که نسل ما منقطع نگردد . چون این بانوی مکرمه از قدر و مرتبه بالائی در نزد خداوند برخوردار است و به همین خاطر نیز کوه برایش شکافته شد و نور از آن می درخشد پس بی تردید این با نو نزد خداوند عزیز و ارجمند است . از خدا می خواهیم به حق مقامی که این بی بی نزد او دارد مراد ما را حاصل کند وما را ناامید برنگرداند. همسرش گفت با کمال میل می پذیرم. پس همراه شوهرشس به آن کوه که محل اختفای بی بی بود رفتند . آن زن کنار روزنه که نور از آن به بیرون می تابید ایستاد و به بی بی توسل جست ومقام و مرتبه رفیعی که آن حضرت نزد خداوند داشت سبب گردید که پروردگار کریم فرزندی به آن خانواده عطا فرماید که موجب روشنی دیدگانشان شود. چندی از مراجعت آن زن به دیار خود نگذشت که باردار شد و آنگاله که مدت معین حمل را گذراند پسری به دنیا آورد که به ستاره ای درخشان مانند بود . این فرزند در کنف توجه والدینش می زیست تا روزی آن مرد به همسرش گفت اینک که به مراد خود رسیده ایم شایسته است که نذر خویش را نسبت به دختر امام موسی بن جعفر (ع)اداء کنیم که این بر ما واجب است . زن گفت هر آنچه صلاح می دانی عمل کن . تعدادی گوسفندبا خود برگرفتند و همراه قوم و عشیره خویش رهسپار آن کوه گشتند تا نذرشان را ادائ نمایند وقتی که به آنجا رسیدند از بابت نعمتی که خداوند به برکت دختر امام موسی کاظم(ع)نصیب آنها گردانیده بود به سرور و شادمانی گرد هم نشستند . روز سوم ناگهان متوجه شدند صاحب نذر یعنی آن پسر در میان آنها نیست و معلوم نیست به کجا رفته است. این ماجرا بر پدر و مادر او گران آمد بنای گریه و زلری نهادند و بر سر و صورت خود میزدند شادی آنها مبدل به ماتم شد . پدر از همه خواست تا به جستجوی او برخیزند و آنها به جستجو پرداختند و تا می توانستند در میان کوه و دره در پی او گشتند اما چیزی عایدشان نشد و نومیدانه بی انکه خبری از او به دست آورند بازگشتند و همه ناامید بار مراجعت بر بستند تا به دیار خویش باز گردند . هنگام اذان مغرب بود که دیدنمد آن پسر از پشت سر آنها شتابان می آید و صدا می زطند : مادر پدر بایستید بایستید. با دیدن این صحنه همه شادمان وخوشحال به طرف او شتافتند پدر و مادر فرزند خویش را در آغوش فشرده و غرق در بوسه نمودند و از اوپرسیدند کجا رفته بودی و چه کردی؟ گفت گوش کنید تا به شما بگویم من سر بدره ها و کوه ها نهادم همین طور که اطرافم را نظاره می کردم و می رفتم دیدم درنده ای وحشی از میان کوه پدیدار شد و راه را بر من بست و قصد حمله به من داشتن من نیز برای نجات از او به این سو و ان سو می دویدم و فریاد می کشیدم آن حیوان درنده در پی من دهان باز کرده بود تا به من حمله ور شود که یکمرتبه متوجه شدم زنی چون حوریه بهشتی از روزنه کوه به در آمد مرا در برگرفت و با خود به درون کوه برد درون کوه نزد او درختان و جویبارها و میوه های فراوان و شاخسارهای آویزان یافتم . او در کمال ناز و نعمت به سر می برد اما بر چهره او آثار افسردگی و اندوه هویدا بود . او تا کنون که نزد شما می آیم از من نگهداری می کرد و چون فهمید که شمابارسفر بسته اید تا برگردید مرا نزد شما فرستاد و این کیسه درون خورجین را به من داد آنها کیسه را گشودند و دیدند درون ان انواع جواهرات طلاو نقره است و در پای آن پسر بچه نیز خلخالی و بر گردنش طوقی از یاقوت سرخ بسته بود و همچنین بر اوجامه ای نیکو پوشانده بود و شمشیری نقره فام در دست داشت . والدین آن پسر وقتی آن همه هدیه را دیدند بسیار مسرور و شادمان شدند و او را موجب خیر و برکت خود دانستند و از این بابت خدا را سپاس گفتند. این ماجرا و این کرامات بیب بی ورد زبانها گشت شیعیان از آن روز به بعد به هر رنج و سختی دچار می شوند به این بی بی مکرمه متوسل می گردند و بی بی نیز دعای انان را به اذن خداوند اجابت می نماید و هیچکس را دست خالی باز نمی گرداند وحاجت هر که را به او متوسل شود برآورده می کند چرا که او مقام و مرتبه ارجمندی نزد خداوند دارد مردم از هر شهر و دیار دور و نزدیک رهسپار مرقد او می شوند و از خداوند برکات این بی بی را طلب می کنند و بی بی معظمه خواسته ایشان را اجابت می نماید. آری این بی بی حکیمه خاتون دخت گرامی باب الحوائج امام موسی بن جعفر (ع) است که شرح حال او از شیعیان مدینه منوره و مکه معظمه که به زیارتش آمده بودند به زبان عربی به دست ما رسید و اینجانب آن را به دانشگاه عربی قم فرستادم و پس از ترجمه به محضر زوار محترم تقدیم گردید . انشاء الله زیارت همه شمامقبول ذات احدیت قرارگیرد
    .


    نوشته شده در تاريخ چهارشنبه پانزدهم دی 1389 توسط جوان یاسوج

    عاشورا در کشورهای جهان

    عاشورا در آلمان(اروپا):

    هر ساله مراسم عاشورا در مركز اسلامي هامبورگ با شركت عده كثيري كه شمار‌آن‌ها  دو هزار نفر مي‌رسد  برگذار مي‌گردد. عده كثيري فقط به عشق امام حسين(ع) و اهل بيت ، روز تاسوعا و عاشورا در مركز اسلامي هامبورگ حاضر مي‌شوند. در روزهاي تاسوعا و عاشورا در مركز اسلامي اغلب مراسم با سخنراني و در آخر عزاداري و سينه زني برگذار مي‌گردد و كم‌تر به خرافات آميخته‌است. در اين روزها خواهران و برادران مسلمان شيعه از شهرهاي اطراف نيز تا 400 كيلومتري در اين برنامه ها شركت مي‌كنند و بعضي از آنها تا صبح در مسجد عزاداري مي‌كنند. قابل ذكر است كه در روز عاشوراي حسيني بعد از زيارت عاشورا و عزاداري،  از جمعي در حدود دو هزار نفر پذيرايي به عمل مي‌آيد كه‌كليه هزينه آن را تجار پرداخت مي‌كنند در ضمن سالن مراجعات با پارچه هاي سياه و اطلاعيه مربوط مزين مي‌شود. در تمام مدت برنامه‌هاي سوگواري و قرآن به صورت نوار پخش مي‌شود.

     

      عاشورا در بلژيك (اروپا ) :

    آن دسته از شيعيان كه در بلژيك داراي تشكيلات مذهبي شناخته‌ شده هستند اجمالاً به شرح زيرند:

     

    1.       شيعيان عرب كه عمدتاً مراكشي ، الجزايري ، تونسي و  هستند

    2.       شيعيان ترك

    3.       شيعيان پاكستاني

    4.       شيعيان عراقي

    ـ شيعيان عرب غالباً در زير سايبان مسجد الرضا(ع) كه جايگاه قانوني ثبت شده‌اي ندارد ، گرد مي‌آيند .

    ـ شيعيان ترك داراي يك مسجد هستند ولي به مرور زمان ، اهل تسنّن و نيز شيعيان اسمي گردانندگي آن را به دست گرفته‌اند .

    ـ پاكستاني‌ها نيز در ليالي مخصوص من جمله ايام محرم با اجاره نمودن محلي و اعلام آن به عنوان « حسينيه‌ي پاكستاني‌ها » دور هم جمع مي‌شوند و عزاداري مي‌كنند .

    ـ شيعيان عراقي در آنورس در يك منزل شخصي گرد هم مي‌آيند و آداب و رسوم مذهبي را برپا مي‌دارند .

    مراسم عاشورا در بين شيعيان بلژيك به‌صورت كاملاً طبيعي و بدون خرافه اجرا و گرامي داشته‌ مي‌شود . شيعيان مسجد الرضا به دعوت نمايندگي در مراسم سفارت شركت مي‌كنند و تاكنون از خودشان مراسم خاصي نداشته‌اند و فرهنگ سينه‌زني و نوحه‌خواني ندارند و در جمع ايرانيان حضور مي‌يابند . جمع اين عده حدود سيصد نفر است .

    ـ شيعيان ترك هيچ‌گونه تعزيت و يا عزاداري خاصي در ايام عاشورا ندارند ولي جمع آن‌ها به حدود هزار نفر مي‌رسد .

    ـ پاكستاني‌ها كه حدود سيصد الي چهار صد نفر هستند ، مراسم عزاداري سينه‌زني و نوحه‌خواني خاصي دارند كه هر ساله برگزار مي‌گردد و خرافات يا شيوه‌هاي غير متداول عزاداري در بين آن‌ها رايج نيست .

    شيعيان عراقي نيز در آنورس عزاداري و سينه‌زني دارند و آن‌ها نيز به صورتي كاملاً عادي مراسم عاشورا را عزيز مي‌دارند .    

     عاشورا در روماني (اروپا ) :

    شيعيان ايراني ، لبناني ، پاكستاني و عراقي هر ساله مراسم عاشورا را برپا مي‌دارند .

    مراسم محرم از سوي سفارت جمهوري اسلامي ايران و در محل يك مدرسه برگزار مي‌شود . هر ساله با حضور يك روحاني و يك مداح از روز ششم محرم برنامه‌ي عزاداري همراه با صرف شام صورت مي‌گيرد .

    اين نمايندگي تلاشي را براي ايجاد يك حسينيه در حاشيه شهر بخارست آغاز كرده و اقدامات اوليه در اين زمينه صورت گرفته‌است .

    4 ـ عاشورا در انگلستان (اروپا )

    در انگلستان حسينيه‌اي است به نام امام حسين(ع) زير نظر آقاي سيّد مكّي كه بيشتر گردآورندگان آن ايراني و عرب هستند . بسياري از برادران انگليسي مشتاق شركت و حضور در اين حسينيه هستند اما به علت عدم آشنايي با زبان عربي و فارسي ، اين كار برايشان دشوار است .

     

     عاشورا در دانمارك (اروپا ) :

    شيعيان مقيم دانمارك از مهاجران كشورهاي ايران ، عراق ، لبنان ، پاكستان و افغانستان هستند كه عمدتاً پس از سال 1974 مهاجرت كرده‌اند . در اين حسينيه‌ها هر ساله مراسم عاشورا و تاسوعا با قداست خاص خود و با نوحه‌خواني و سينه‌زني به سبك معمول جمهوري اسلامي ايران برگزار مي‌گردد.

     

     عاشورا در پرتغال  (اروپا ) :

    همه ساله تاسوعا ، عاشورا و شام غريبان در محل « محمل شيعيان امام زمان (عج) در شهر آلمادا » واقع در نزديكي ليسبون برگزار مي‌شود در اين مراسم پس از مداحي، سينه ‌زني ، نوحه‌خواني و سخنراني نماز جماعت برگزار مي‌گردد و در پايان حاضران اطعام مي‌شوند .

    تعداد تقريبي شيعيان شركت كننده در اين مراسم هشتاد نفر است كه حدود پنجاه نفر آن‌ها مرد و سي نفر زن هستند .

    مراسم به صورت سنتي و تاريخي برگزار مي‌شود و آميخته به خرافات نيست .

     

      عاشورا در يونان  (اروپا ) :

    مراسم عاشورا به‌وسيله شيعيان پاكستاني در منازلشان و نيز توسط نمايندگي برگزار مي‌شود و در اين مراسم شيعيان پاكستاني و عرب دعوت مي‌شوند و متقابلاً برادران نمايندگي ايران و ارگان‌ها در مراسم عزاداري شيعيان پاكستاني شركت مي‌كنند .

     

     عاشورا در ايران :

    شركت كنندگان در مراسم محرم شبه تابوتي را بر دوش مي‌كشند كه ياد آور تابوتي است كه پيكر امام حسين (ع) در آن از ميدان جنگ منتقل شد . اين تابوت را اصطلاحاً «نخل » مي‌نامند ، چون طبق سنت‌هاي محلي‌، تابوت اصلي از شاخه‌هاي درخت خرما درست مي‌شده‌ است .

    برش عرضي هريك از اين نخل‌ها قوسي گلابي شكل‌دار دارد و به ابعاد بسيار بزرگ به اندازه‌ي يك ساختمان سه طبقه نيز ساخته شده ‌است و اغلب توسط بيش از صد و پنجاه نفر حمل مي‌گردد .

     جمعيت نخل را بر دوش مي‌گيرند , 7 , 9 یا 15 بار دور حسينيه به حركت در‌ مي‌آورند و هيجان عظيمي در دل‌ها ايجاد مي‌‌گردد . روپوش نخل به رنگ‌هاي سنتي، سبز براي خانواده‌ي پيامبر اكرم (ص) و سياه به علامت عزاداري است . سمت جلوي نخل با آ‎ينه تزيين مي‌شود تا حمل كنندگان نخل و نيز جمعيت به توانند تصوير خود را در آن ببينند و به اين ترتيب در درد و مصيبت شهادت امام حسين (ع) شريك باشند .

    در اغلب تكايا و حسينيه‌ها در دهه‌ي محرم و روز عاشورا با مراسم خاصي آش ، شله زرد و چلو خورشت براي عزاداري و دسته‌هاي سينه‌زني و مردم شركت كننده تهيه مي‌شود .

     

     عاشورا در پاكستان :

    امام حسين (ع)‌ در ميان همه مردم كشور پاكستان اعم از سني و شيعه از مقبوليت و محبوبيت بالايي برخوردار است و مردم براي ايشان احترام خاصي قائل‌اند به طوري كه در ايام عاشورا و محرم جامعه پاكستان حالت سوگوارانه‌اي به خود مي‌گيرد .

    مسلمانان و شيعيان پاكستان خود را آماده‌ي استقبال از محرم مي‌كنند و در شهرهاي مختلف و مراكز ايالت‌ها ، توسط گروهها و اشخاص ، كنفرانس‌هاي استقبال با عناوين مختلف ، حتي بيش از فرا رسيدن محرم برگزار مي‌شود تا براساس سنت هر ساله فرهنگ عزاداري امام حسين( ع) در جامعه زنده شود « امام بارگاه‌ها » و « ذوالجناح‌ها » كه نقش عمده‌اي در فرهنگ عزاداري عاشوراي پاكستان دارند فعال مي‌شوند . دولت پاكستان نيز براي برگزاري مراسم عزاداري،  فضايي امن آماده مي‌كند .

    شاخص ديگر ملي تلقي شدن عزاداري، تعطيلي رسمي در سراسر پاكستان در روزهاي تاسوعا و عاشوراي حسيني است .

    اين دو روز تعطيلي جزو تعطيلات رسمي كشور است و مردم نيز فرصت خوبي براي شركت در مراسم عزاداري دارند . شاخص ديگر اختصاص يافتن برنامه‌هاي صدا و سيماي پاكستان در روز تاسوعا و عاشورا  است ، روزنامه‌ها نيز نقش خوبي را ايفا مي‌كنند  ، آن‌ها ضمن درج اخبار و تصاوير مربوط به مراسم عزاداري و سوگواري اقدام به چاپ مقالات و ويژه‌نامه‌هاي خاص عاشورا مي‌كنند.

     

      عاشورا در هند:

    بخش بزرگي از منطقه اوتار پرادش هند كه در قرن هجدهم و نوزدهم ميلادي استان اوده ناميده شد تحت حكومت يك سلسله شيعه ايراني اداره مي‌شد. اين سلسله، از مراسم شيعه كه مهمترين آنها مراسم محرم بود حمايت مي‌كردند. مراسم عاشورا در سراسر اين منطقه برگزار مي‌شد. و سني‌ها  و حتي هندوها نيز در آن شركت مي‌كنند . روز عاشورا روز تعطيل رسمي و عمومي هند است.

    در هند شيعيان با اعتقاد فراوان مراسم عزاداري ماه محرم را بر پا مي‌‌ كنند. در اين مراسم به سخنراني و بيان وقايع كربلا با نثر و نظم مي‌پردازند و به دنبال آن ماتم و مراسم سينه زني اجرا مي‌شود و شبيه كوچكي از آرامگاه امام حسين( ع) كه تعزيه نام دارد و علم‌هايي كه معروف به ييرق برادر او حضرت عباس(ع)‌  است، در اماكن متبركي به نام« امام باره» نگاهداري مي‌‌شود. همه اين‌ها را طي مراسمي دسته جمعي در روز دهم محرم بيرون مي‌آورند.

    شور مصيبت امام حسين (ع)  تأثير روحي فوق العاده‌اي برزنان باقي مي‌گذارد، بطوري كه النگوهاي بلورين خود را مي‌شكنند، سر خود را شانه نمي‌زنند جواهر بر خويشتن نمي‌آويزند و از پوشيدني‌هايي به رنگ روشن خودداري مي‌كنند اين سوگواري گاهي تا اربعين ادامه مي‌يابد. از مجالس عزا در راه‌پيمايي ماتم عزاداري با كوبيدن بر سينه‌هاي‌شان و زدن زنجيرهاي تيغ دار بر پشت و سينه‌هاي برهنه خود و فرود آوردن قمه بر سرشان و نيز عبور از روي زغال گداخته،مجالس عزا را برگزار مي‌كنند.

    شيعيان نيز تحت تأثير بعضي از مراسم هندوها قرارگرفته‌اند. روشن كردن عود و آويختن حلقه‌هاي گل به علم حضرت عباس (ع) ، ذوالجناح را تبرك دانستن و آتش‌سازي سنتي است. ذوالجناح در ميان شيعيان هند از اهميت خاصي برخوردار است. در روز عاشورا دسته‌هاي عزا به حركت در مي‌آيند و پس از صدمه زدن بر بدنهاي خود به محل هايي كه كربلا نامگذاري شده است  مي‌روند و در آنجا شمايل را به خاك مي سپارند.

     

    عاشورا در عربستان:

    به علت حاكميت وهابيت در اين كشور شيعيان به صورت پنهان و در خانه‌هاي خود عزاداري مي‌كنند. آن‌ها در مناطقي كه اكثريت با شيعيان است از آزادي عمل بيشتري برخور دارند و در مساجد و تكايا به عزاداري مي‌پردازند ولي امكان رفتن به كوچه و خيابان را ندارند.

     

    عاشورا در بحرين :

    مراسم عاشورا و شهادت مظلومانه‌ي حضرت ابي عبدالله الحسين( ع)  و ياران باوفايش در بحرين شور و حال خاصي دارد، از ابتداي ماه محرم نماي حسينيه‌هاي بحرين يكپارچه سياه‌پوش مي‌شود و شعارهاي عاشورايي و پرچم‌هاي سياه در خارج از محدوده‌ي حسينيه‌ها نيز نصب مي‌گردد . در اغلب حسينيه‌ها به ويژه‌ حسينيه‌هاي شيعيان عرب بحريني ، صبح و شب  وعاظ به روضه‌خواني و مرثيه سرايي مي‌پردازند . روزها و شب‌‌هاي هفتم ، هشتم ، نهم و دهم محرم مراسم سينه‌زني و زنجير‌زني برگزار مي‌شود و دسته‌هاي عزاداري در كوچه‌ها و خيابان‌ها به صورت منظم به راه مي‌افتند .مراسم تعزيه‌خواني نيز هنوز در مناطقي از بحرين رواج دارد .

    پيش پيش دسته‌هاي سينه‌زني پرچم‌هاي سياه و شعارهاي عاشورا و بعضاً اسب‌هاي سياه‌پوش به صورت ذوالجناح امام به حركت در مي‌آيند . بعضي از دسته‌هاي سينه‌زني به نواختن سنج و دمام اقدام مي‌كنند . اطعام عمومي و پخش شربت در اين چند روز به صورت گسترده‌اي صورت مي‌گيرد . حسينيه‌هاي بحرين در تمام مدت دو ماه محرم و صفر داير هستند و مراسم عزاداري و روضه‌خواني برپا مي‌دارند .

    در بحرين براي حسينيه‌ اصطلاح « حاتم » به كار برده مي‌شود و شيعيان تمام مراسم اجتماعي ، اعياد مذهبي و حتي مراسم عروسي فرزندانشان را  در حاتم‌ها برگزار مي‌كنند .

     

    عاشورا در تركيه :

    سالگرد شهادت حضرت امام حسين (ع) به دست يزيد مراسمي از سوي شيعيان جعفري برگزار مي‌شود، در ساعات اوليه صبح هزاران نفر از جعفريان گردهم مي‌آيند و به عزاداري و زنجير زني مي‌پردازند و سپس نمايش تمثيلي حادثه كربلا را به صورت تئاتر اجرا مي‌كنند و طي مراسمي كه در ديگر اديان معمول نيست ياد و خاطره‌ي شهادت امام حسين( ع) را در اذهان زنده مي‌كنند . از اول تا دهم محرم لباس سياه بر تن مي‌كنند اين روز عاشورا خوانده مي‌شود و شيعيان معتقدند كه گريه در اين روز ثواب دارد .

    آن‌ها در اين مراسم با لباس‌هاي  سياه مقابل همديگر مي‌ايستند و شروع به سينه‌زني و زنجيرزني مي‌كنند . بسياري از شيعيان پيراهن سفيدي به روي لباس مشكي خود مي‌پوشند كه به معني كفن است و نيز نوارهاي پارچه‌اي سبز و قرمز رنگي بر پيشاني مي‌بندند . مراسم عزاداري تا پاسي از شب ادامه پيدا مي‌كند .

     

      عاشورا در مصر :

    روز عاشورا روز حزن است به همين خاطر در زمان فاطميان بازارها  را تعطيل مي‌كردند و موكب‌هاي عزاداري برپا مي‌داشتند . همه ساله در اين روز بازارها تعطيل مي‌شوند و مداحان به مسجد جامع الازهر مي‌روند و به نوحه‌خواني مي‌پردازند و مرثيه سرايي مي‌كنند و آن‌گاه همه‌ي مردم را اطعام مي‌كنند .

     

      عاشورا در تونس :

    روز عاشورا را گرامي مي‌دارند و برگزاري مراسم ويژه‌اي در روزهاي تاسوعا و عاشورا تا چندي پيش جزء سنت‌‌هاي مذهبي تونس محسوب مي‌گرديد . تاسوعا و عاشوار در تونس به پاس حماسه‌ي سالار شهيدان روز عزا و غم بوده و مراسم ويژه مربوط به اين ايام نيز يادآور آن حماسه بوده‌است .

    عاشورا تا چندي قبل جزء تعطيلات رسمي تونس بود ولي پس از تعديل تعطيلات در كشور اين روز ديگر جزء تعطيلات ساليانه محسوب نمي‌گردد . برگزاري مراسم عاشورا از آن هنگام جزء سنت‌هاي اجتماعي و مذهبي مردم تونس شد و از نسلي به نسل ديگر تا عصر حاضر منتقل گرديد .

    از جمله سنت‌ها و مراسم در ايام عاشورا : خوردن نان فطير و گوشت نوعي پرنده و هم‌چنين خشكبار مثل بادام و كشمش در روز تاسوعا و پرهيز از خوردن غذاي سنتي و تشريفاتي  است. در اين ايام از برگزاري هرگونه مراسم شادي بخش مثل عروسي و ختنه‌كنان و … خودداري مي‌شود . يكي ديگر از مراسم در روز عاشورا رفتن به قبرستان در صبح عاشورا است.

     

      عاشورا در سنگال :

    نحوه‌ي برگزاري مراسم عاشورا  بين فرقه‌هاي مذهبي با يكديگر تفاوت چنداني ندارند،  و تا اندازه‌اي با خرافات آميخته شده‌است .  آن‌ها اقدام به برگزاري سخنراني‌هايي در زمينه عاشورا مي‌كنند . مراسم عاشورا در سنگال به شكل سنتي است. براي مثال در شب عاشورا مردم سنگال غذايي به نام كوس كوس كه غذايي است عربي به همراه گوشت گاو ، صرف مي‌كنند . بعضي‌ها عقيده‌دارند كه بعد از غذا بايد بشقاب‌ها را روي سرگذاشت، سپس مراسمي مثل قاشق‌زني كه در زمان قديم در ايران مرسوم بوده‌است برپا مي‌كنند . زنان لباس مردان را مي‌پوشند و كودكان روي صورت خود پودر مي‌پاشند و در روز عاشورا كه در زبان محلي به تنخريب معروف است به رقص و آواز مي‌پردازند و از مردم كوچه و بازار تقاضاي عيدي مي‌‌كنند چون اين روز را  روز اول سال و عيد مي‌نامند . مرثيه‌خواني نيز در بين فرقه‌هاي تيجانيه و قادريه تا اندازه‌اي رواج دارد و واقعه عاشورا را از طريق نوارهاي صوتي براي مردم تشريح مي‌كنند و مرثيه‌خوانان معروفي كه واقعه كربلا را به صورت نوار صوتي درآوردند مي‌توان از اين افراد نام برد. روز عاشورا در سنگال تعطيل رسمي است . در سنگال حسينيه ، هيئت و يا فاطميه وجود ندارد و مجالس سخنراني‌هاي روز عاشورا در مساجد انجام مي‌شود .

     

      عاشورا در مراكش :

    از آن‌جا كه مسلمانان ملزم به هم‌ياري و تكامل اجتماعي نسبت به برادر ديني خود هستند،  براساس تعاليم اسلامي واجب است كه در روز عاشورا زكات اموال خود را بپردازند و اين مشاركت اجتماعي و اجباري در بيت المال مسلمين است كه مستضعفان از آن بهره‌مند مي‌شوند .

    در اين روز از همه خانه‌ها هدايا همراه با عاطفه‌ها به سوي بستگان و همسايگان نيازمند سرازير مي‌شود و به جاي آن خير و بركت بر اموال زكات دهندگان نازل مي‌گردد .

    از سوي ديگر احياي عاشورا براي مردم مغرب يادآور شهادت سبط نبي حسين بن علي (ع) در كربلا است .

     

     عاشورا در كنيا :

    در كنيا براي هر دوازده روز اول به جز اولين روز كه روز آغاز سال است شيعيان دوازده امامي عصرها با لباس سياه رهسپار مجالس عزاداري امام حسين (ع) مي‌شوند و در سالني كه با پرده‌هاي سياه پوشيده شده‌است اجتماع مي‌كنند و به سخنراني وعاظ درباره‌ي حادثه‌ي كربلا گوش فرا مي‌دهند و به مجردي كه راوي شروع به ذكر مصيبت مي‌كند مردم مي‌گريند، آن‌گاه مردان و زنان عزادار به حركت در مي‌آيند و وقتي كه راوي در ذكر مصيبت اوج گرفت ، دسته‌هاي عزادار به پا مي‌خيزند و به ماتم مي‌پردازند و بر  سر و سينه مي‌زنند و جمعي در حالي‌كه زنجير مي‌زنند فرياد يا حسين يا حسين سر مي‌دهند . روز دهم محرم عزاداري به اوج خود مي‌رسد . در نايروبي در نيمه روز و در مومباسا عصرها مجالس عاشورا برگزار مي‌شود و مردم پس از گوش سپردن به سخنان روضه‌خوان يا حسين يا حسين گويان به سينه‌زني مي‌پردازند و در خيابان‌ها به راه مي‌افتند و به قسمت قديمي شهر مي‌روند . زنان شيعه اثني عشري در اين سير و حركت سينه‌زنان ديده نمي‌شوند . آنان براي خود مجالس زنانه و باشكوهي دارند . همه عزاداران سياه‌پوش و پابرهنه هستند. در پيش پيش دسته‌هاي عزادار شخصي كه رهبري جمعيت را به عهده دارد قرآن را با احترام در سيني حمل مي‌كند و به دنبال دسته‌ي تابوت و بارگاه امام حسين (ع) را به دوش دارند و بعد از آن دستگاه صوتي و در پشت دسته زنجيرزن حركت مي‌كنند .

    اطلاعات مربوط به عاشورا به زبان انگليسي و سواحلي انتشار مي‌يابد در ساير روزهاي محرم مجالس تعزيه حادثه كربلا ، اسارت حضرت زينب و … پا برجاست . شيعيان كنيا پايان آخرين روز صفر را كه در باور آنان روز قصاص و كشته‌شدن عمر سعد توسط مختار است را جشن مي‌گيرند . لباس و پارچه‌هاي سياه را در مي‌آورند و شادي مي‌كنند .

     

     عاشورا در سيرالئون :

    تاريخ كربلا براي مسلمانان اين كشور برگي از تاريخ اسلام است كه به تازگي مفتوح گشته و مورد توجه فراوان آنان قرار گرفته‌ است در مراسمي كه به همين مناسبت برگزار مي‌گردد مسلمانان با شنيدن حقايق تاريخ اسلام و مصائبي كه بر سبط بزرگوار رسول اكرم (ص)‌گذشته‌ است بر گونه‌هايشان اشك جاري مي‌شود و كاملاً تحت تأثير خيام الهي امام حسين (ع)  قرار مي‌گيرند . علاوه بر مراسمي كه به مناسبت‌هاي مختلف در اين خصوص برگزار مي‌گردد از دو سال قبل در دهه اول محرم و اربعين در انستيتو بين المللي علوم اسلامي هر شب و در سالن اجتماعات رايزني فرهنگي هر روز مراسم عزاداري و سوگواري ابا عبدالله برگزار مي‌گردد . هر ساله در دهه اول محرم مراسم عزاداري توسط تجار لبناني مقيم سيرالئون در حسينيه مسجد مركزي مزي تاون برگزار مي‌گردد .

     

     مراسم عاشورا از هند تا كارايئب :

    اين مراسم در روز اول ماه محرم آغاز مي‌شود. آن‌ها مسئول ساختن تجه هستند. از خوردن گوشت ، غذاهاي سرخ شده و نزديكي با زن پرهيز مي‌كنند، در موقع كار كردن در امام باره كفش‌ها را بايد در بياورند . در « سدروس » مراسم با روز پرچم آغاز مي‌شود كه روز هفتم محرم است در روز پرچم شخصي كه به نام مجاور خوانده مي‌شود براي خواندن دعا به محل اجراي مراسم مي‌آيد اين كار بايد قبل از ظهر انجام شود. طبل‌هاي تاساوباس قبل از مراسم دهه در طول مراسم نواخته مي‌شود . مردم هنگام شب در اطراف چوك جمع مي‌شوند و مجاور براي خواندن دعا مي‌آيد . بعد از دعا دسته به راه مي‌افتد طبل‌ها به صدا در مي‌آيند و پرچم‌ها كه اكثراً  توسط زنان حمل مي‌گردد از چوك حركت داده مي‌شود. در طول شب پنج نفر با سيني‌هاي مخصوص مخفيانه از محل اجراي مراسم خارج شده به سمت كربلا مي‌روند. هر گروه كربلاي خود را در كنار ساحل دارد . در محل اين كربلاها مشتي خاك از زمين بر مي‌دارند و در دو پارچه‌ي سفيد مي‌پيچند و دور آن را نوار باريكي مي‌بندند تا شبيه دو جنازه كوچك بشود كه مطابق سنت مسلمانان براي دفن حاضر شده‌است . اين دو بسته را روي سيني مي‌گذارند و روي آن عطر مي‌پاشند و در ضمن دعا نيز خوانده مي‌شود و…  در روز هشتم محرم تجد كوچك انجام مي‌شود،  تجد فقط در حدود دو يا سه فوت ارتفاع دارد . اوج هيجان شب موقعي است كه تجد يك گروه با تجد گروه ديگر از جهت مخالف مي‌آيد ملاقات و همديگر را لمس مي‌كنند . اين برخورد دو تجد به يكديگر نشانه‌ي بوسيدن دو برادر حسن و حسين(ع) است .

    در اين مراسم هزاران نفر شركت مي‌كنند و بقيه هم طبل مي‌زنند .

     

    عاشورا در كانادا :

    مراسم مختلف مذهبي مربوط به محرم در كانادا و در شهرهاي مختلف هر ساله در روزهاي دهه‌ي آغازين ماه محرم و سوگواري حضرت سيدالشهداء (ع)  برگزار مي‌گردد. هر گروه شيعه براساس آداب و سنن مرسوم مناسبت‌هاي مذهبي در كشور خويش به برگزاري مراسم مذهبي در كانادا نيز مبادرت مي‌ورزد . البته شكل كلي و عمومي مراسمي كه به شيوه‌ي مشترك ميان شيعيان با مليت‌هاي مختلف انجام مي‌گردد با توجه به مقتضيات محيط برخي ويژگي‌هاي خود را نيز دارند . برجسته‌ترين ويژگي مراسم عزاداري مشترك در ميان جامعه‌ي شيعيان كانادا برگزاري مجالس سخنراني است. محتواي اين سخنراني‌ها سعي بر اين دارد كه در اين محافل بيشتر به وجه تاريخي و علمي مسئله عاشورا و درس‌هاي تاريخي آن پرداخته‌شود . مراسم عاشورا در كانادا شيوه‌ي مرسوم عزاداري شيعيان يعني سينه‌زني و نوحه‌خواني نيز انجام مي‌گيرد. البته اغلب اين مراسم سوگواري در مكان‌هاي سرپوشيده و مراكز تجمع شيعيان مانند حسينيه‌هاي مختلف برگزار مي‌شود . در پايان مراسم نيز پرچمي را به ياد امام حسين (ع) در برابر شهرداري تورنتو به اهتزاز در مي‌آورند . يكي ديگر از ابتكارات اين كشور تهيه و نصب پوسترهايي در معرفي امام حسين (ع) و قيام عاشورا در وسايط نقليه‌ي عمومي شهر تورنتو است .

     

     عاشورا در لبنان :

    در بخش شيعه نشين اين كشور ، مسلمانان شيعه ، به تشكيل دسته‌هاي عزاداري حسيني مي‌پردازند و از كوچه‌ها و خيابان‌ها ، به سوي ميادين اصلي مناطق به راه افتاده ، سينه‌زني و زنجير زني مي‌كنند . مساجد مناطق آزاد شده‌ي اين كشور ، با پخش نوحه‌هاي حسيني ، براي مسلمانان مبارز اين منطقه ، الهام بخش مقاومت و ايستادگي در برابر ظلم و ستم رژيم صهيونيستي هستند . مردان و زنان لبناني ، با خواندن زيارت عاشورا آغاز به عزاداري كرده و همراه با پرچم‌هاي سياه ، با شكوه تمام به عزاداري مي‌پردازند

     

    اندونزي :

    براي اولين بار ، مردم مهاجر جنوب هند،ساختن تابوك را براي برگذاري مراسم محرم،به مردم بومي منطقه « پيدي» در اندونزي آموزش دادند. تابوك يا همان تابوت، يك سازه چوبي است كه با اوراق رنگارنگ تزئين مي‌شود، كه در اصل شبيه حرم مبارك امام حسين(ع) است كه مردم، تمام روز دهم محرم بر دوش گذاشته و در كوچه و بازار مي‌چرخانند و وقت غروب، در دريا مي اندازند.

    اين مراسم، در نيمه اول قرن نوزدهم ميلادي، به دست سپاهيان مسلمان، از جنوب هند،به اندونزي رسيده است.

    در پاريامان سوماترا، تابوت از چوب آبنوس، بيد، پارچه و كاغدهاي رنگارنگ گوناگون و ورقه‌هاي مس تهيه مي‌شود. تابوت‌هاي جالب، شكل براق، شبيه اسب امام حسين (ع)است كه بالاي براق، يك ساختار چوبي مزين از ورقه‌هاي رنگارنگ دارد و به دست استادان نمونه تهيه مي شود.

    مردم پاريمان از همان روز اول محرم، مراسم را شروع مي‌كنند و روز دهم، اين مراسم به اوج خود مي‌رسد.

    مراسم برگذاري محرم(تابوك) در پاريمان، بعد از ديدار هلال محرم، از نيمه شب، با آوردن خاك پاك و تميز رودخانه شروع مي شود. افرادي كه براي آوردن خاك به رودخانه مي‌روند، لباس سپيد مي‌پوشند.اين خاك را در مكاني جمع مي‌كنند و روي آن پارچه‌ي سپيد مي‌كشند و آن را دارگاه (يعني درگاه يا امام بارگاه) مي نامند. اين دارگاه سمبل مرقد امام حسين (ع) و چادر سياه روي آن، نشاني پاكيزگي، حيات، دليري و شهادت حضرت امام حسين (ع) در راه خداست. روز پنجم محرم، ساقه درخت موز را از باغ،با يك ضربه شمشير تيز مي‌برند كه سمبل بهادري و دليري و مهارت شمشير زني حضرت قاسم (ع) است.

    روز هفتم محرم ساعت دوازده ظهر،پنجه حضرت امام حسين (ع) را براي ديدار مردم، در ظرفي كه آن را «وسنگان» مي نامند، با«دارگاه» مي برند و در كوچه و بازار مي چرخانند.

    روز دهم محرم، مراسم به اوج مي رسد. مردم ازساير مناطق براي شركت در مراسم محرم به پاريمان مي‌روند. در اين روز همراه مراسم محرم، بازي‌هاي محلي راهم كه نشانه دليري مي‌باشند،بازي مي‌كنند. در زبان و ادبيات « ميننگ كباو»باورها و اعتقادات درباره‌ي تابوك بسيار است. گفته مي‌شود كه اگر مردي زنش را براي شركت در اين مراسم در روز دهم محرم ببرد زن آنقدر ناراحت مي شود كه تقاضاي طلاق مي‌كند. همينطور، جوانان همسر خود را در اين مراسم انتخاب مي‌كنند، زيرا كه در اين موقع، تمام جمعيت ميننگ كباو و بچه هاي جوان، اين جا جمع مي‌شوند.

    روز دهم محرم هنگام برگزاري مراسم، پنجه و شبيه عمامه‌ي امام حسين (ع) را در كوچه و بازار مي‌چرخانند و هزاران نفر در اين راهپيمايي شركت مي‌كنند. اين راه پيمايي را از دو جاي شهر پارايامان، يعني از بازار مركزي و منطقه جاوء شروع مي‌كنند.

    سوگواران و بينندگان، آرام آرام حركت مي‌كنندو با آواز بلند، صداي يا حسين! يا تابوت! (هو يا حسين! هو يا تابوك) در مي‌آورند. دو گروه كه از جاهاي مختلف، يعني يكي از بازار مركزي و ديگري از منطقه‌ي جاوء حركت مي‌كنند، تمام روز در كوچه و محله‌هاي شهر راه مي‌روند و در عصر به يكديگر مي‌پيوندند.

    در آخر اين مراسم راه پيمايي،  مردم به ساحل شهر پاغرايامان مي‌روند تا تابوت را در آب بگذارند.

    قبل از گذاشتن تابوت در آب دريا، اوراق زرين، پارچه‌هاي تزييني و لوازم گران قيمت و پر ارزش و مهم را از تابوت بر مي‌دارند تا براي ساختن در سال آينده به كهر برند.

    فرو بردن تابوت در آب دريا نشان مي‌دهدكه برگزاري مراسم محرم به پايان رسيده‌است و روح حضرت امام حسين (ع) با براق آن حضرت به سوي آسمان پرواز خواهد كرد تا آنجا به حضور امام علي(ع)‌ برسد و از آنجا به سوي بهشت عروج كند. تابوت آرام آرام در آب فرو مي رود و هنگامي كه تاريكي شب فرا مي‌رسد، سوگواران بر مي‌گردند و زير زبان ورد گونه مي‌خوانند: علي بدايا! علي بدايا!( يعني يا حضرت علي (ع) به داد برس ) و يا حسين! يا حسين!

     

     آناطولي:

    در سرتاسر آناطولي، به ويژه در ميان فرقه‌ي بكتاشي و علويان روستايي كه اكثرا از قبايل سلحشور و نيمه عشاير هستند و اسامي متفاوتي چون تخته چي، يوروك، تركمن، قزلباش و غيره دارند، شعاير و عقايد مختلفي معمول است. مثلا پيروان فرقه بكتاشي در سوگواري، تنها به گريه بسنده مي‌كنند و هيچ‌گاه آيين‌ها، با نوحه و شيون همراه نيست. رايج ترين اعمال عزاداري، گرفتن روزه و امساك و پرهيزهاي ديگر است. از طلوع تا غروب آفتاب از هر گونه خوردني و آشاميدني پرهيز مي‌شود و در ده روز اول ماه محرم، به سوگواري مصيبت كربلا مي‌پردازند. در بعضي از قبايل ديگر، دوازده روز روزه مي‌گيرند، يعني براي هر امام، يك روز كه روزه‌ي آخرين روز، بيش از سه ساعت نيست، زيرا اعتقاد بر اين است كه حضرت مهدي زنده و دور از چشم دشمنان در غاري پنهان است كه روزي از آنجا باز خواهد گشت. امساك و پرهيزهاي ديگري نيز هستند، مثلا عزاداران زير جامه‌ي خود را نمي‌شويند و عوض نمي كنند، از صابون استفاده نمي‌كنند، صورت را اصلاح نمي‌كنند و در آينه نگاه ‌نمي‌كنند، چون فكر مي‌كنند اين هم نوعي آرايش است. عزاداران از بوييدن چيزهاي معطر، رقص، خنده، تفريح و استعمال دخانيات اجتناب مي‌كنند.

    تنها در روز يازدهم، زير جامه‌ها را مي‌شويند يا عوض مي‌كنند و همان شب، ضمن لعنت بر يزيد، سه جرعه آب مي‌نوشند. بكتاشي‌ها، از شب دهم تا بعد از ظهر روز دهم (عاشورا) با امتناع از نوشيدن آب، با مصائب حسين (ع) همدردي مي‌كنند. سپس گاهي با نوشيدن آب مخلوط به تربت كربلا، روزه را مي‌گشايند.

    از ديگر كارهاي مهم در مراسم محرم، تهيه غذاي مخصوصي به نام «آشوره» است كه در دهم محرم يا عاشورا به ياد گرسنگي شهيدان پخته مي‌شود كه آش بلغور گندم است. به عقيده عزاداران، چون در روز دهم وقايع مهمي مانند اولين ملاقات آدم و حوا و خارج شدن حضرت نوح از كشتي، اتفاق افتاده و نيز به دلايل ديگر، مقدس است. از مراسم ديگر كه علويان آناطولي انجام مي‌دهند، «ياز قرباني» يعني « قرباني بهاره »است كه در آن، حيوا ني را به عشق و احترام امام حسين (ع)‌ سر مي‌برند، از ديگر ملاحظات مربوط به آيين‌هاي محرم(زيارت) است. مثلاً طايفه‌ي قزلباش در اين ايام به زيارت مكه نمي‌روند و به جاي آن به اماكن متبركه بغداد، كوفه و كربلا سفر ‌كنند. شكل ديگر« زيارت » رفتن يا فرستادن پول به اماكن مقدس آناطولي است. ترك‌هاي آناطولي، هيچ گونه تعزيه‌اي براي اجرا ندارند، بلكه به جاي آن، متن‌هاي ادبي بي شماري به نام در مرثيه و «مقتل» وجود دارد كه خوانده مي‌شوند و يا در مجالس محرم به گونه اي نمايشي نقل مي‌شوند.

     

    آذربايجان

    مراسم ماه محرم در جمهوري آذربايجان، بين عزاداران از جايگاه خاصي برخوردار است. در «نهرم»، «بنني يار»، «يتوي» و ديگر روستاهاي منطقه نخجوان جمهوري  آذربايجان، اين مراسم به شكل دسته جمعي برگزار مي‌شد و هميشه، توجه اهالي ديگر مناطق را به خود جلب مي‌كند.

    در نظر مردم، امام حسين (ع)  به منزله‌ي شهيد، عضو همه خانواده‌هاست. نغمه‌ها، مراثي و قصايدي كه در شان و منزلت ايشان خوانده شده با قصايدي كه در مدح پپادشاهان گفته‌اند، تفاوت بسيار دارد. اينها نشانگر احساسات دروني مردم است كه از محبت و اعتقاد به خداي بلند مرتبه، پيامبر و حضرت علي (ع) است.

    ماه محرم براي مردم آذربايجان آن قدر عزيز است كه صرف نظر از اين كه چه مذهبي داشته باشند، در اين ماه مراسم عقد و عروسي برگزار نمي‌گردد و ساختن خانه جديد را شروع نمي‌نمايند. تا پايان ماه محرم و اربعين حسيني، معمولا خانم ها موهايشان را رنگ نمي‌كنند و لباس هاي نو نمي‌دوزند و خانواده ها، تغيير مكان نمي‌دهند.

    دهه‌ي اول ماه محرم، مخصوصاً روزهاي تاسوعا و عاشورا از روزهاي مهم عزاداري براي مردم است.

    چه مرد و چه زن در اين روزها، لباس هاي رنگارنگ مخصوصا لباس قرمز نمي‌پوشند .

    خانواده هاي مذهبي كه از امكانات برخوردار هستند براي امام احسان مي‌دهند و در خانه‌ها، مراسم مرثيه‌سازي برگزار مي‌كنند. در نتيجه احترام به نيل حضرت علي(ع)‌، بدون در نظر گرفتن گذشت قرن‌ها و تغييرات اساسي در فرهنگ و تحصيلات مردم هنوز هم استفاده از اسامي نظير علي، حسن، علي اكبر، علمدار عباس، علي عباس، ذوا لفقار، فاطمه، زينب، زهرا و سكينه، براي كودكان متولد شده در ماه محرم ادامه دارد. قابل ذكر است كه مراسم ماه محرم در نخجوان از محدوده‌ي يك رسم شيعه خارج شده و به يك مراسم عمومي اسلامي تبديل شده‌است.

     

    فرهنگ محرم و عاشورا در كشور آلباني :

    كشور آلباني 5/3 ميليون نفر جمعيت دارد كه 70% اين جمعيت را مسلمانان تشكيل مي‌دهند . از اين 70% مسلمان ، 45% آن بكتاش‌ها كه بر امامت اثني عشر بوده و احترام خاصي بر ائمه (ع) قائلند .

    مراسم دهه محرم و عاشوراي حسيني در خانقاه بكتاشيه در آلباني در جنوب شهر يتوانا انجام مي‌گيرد . در اين ايام ، پيروان آن حضرت به عزاداري و نوحه سرايي مي‌پردازند و بر سينه و سر مي‌زنند . بكتاشي‌ها در اين ده روز ، جهت احترام به امام حسين (ع) آب نمي‌آشامند . بكتاشيه‌ها در روز عاشورا دسته‌جات سينه‌زني و عزاداري ، مراسم ويژه‌اي را تدارك مي‌ببينند ، به طوري كه تلويزيون آلباني اين مراسم ويژه را پخش مي‌نمايد و قابل توجه است كه كليه‌ي مقامات عالي‌رتبه و رئيس جمهور در اين مراسم شركت مي‌نمايند .

     

     ميانمار :

    شيعيان كشور ميانمار كه ايراني الاصل هستند و در حقيقت ، مهاجراني از شهرهاي اصفهان ، تبريز، بهبهان ، مازندران و همدان مي‌باشند كه در طول 200 سال گذشته به اين سرزمين وارد شده و جمعيتي ببالغ بر 10 هزار نفر را تشكيل مي‌دهند . فرهنگ و تمدن و مساجد و حسينيه شيعيان ميانمار توسط همان ايرانيان اوليه‌ي مهاجر تشكيل و رو بنا شده‌است .

    مسجد جامع رانگون كه در سال 1856 م . ساخته‌ شده‌است ، مركز تجمع شيعيان ميانمار است و مراسم عزاداري سالار شهيدان ، حسين بن علي (ع) ، در روز عاشورا در همين مسجد برگزار مي‌شود .

    به طور كلي ، مراسم مذهبي شيعيان ميانمار ، ساده بوده و به وضع نامناسبي انجام مي‌‌پذيرد و شيعيان نيز هميشه نسبت به انجام فرايض مذهبي به خاطر نداشتن مُبَلغين تحصيل كرده گله‌مندند . خوشبختانه طي چند سال گذشته ، حدود 5 هزار نفر از جوانان شيعه‌ي ميانمار ، جهت فراگيري دروس و احكام مذهبي به قم اعزام شده‌اند و در حال تحصيل هستند كه انشاء لله ، به واسطه‌ي همين افراد ، در آينده ، شاهد شكوفايي مذهب تشيع در ميانمار خواهيم بود . شيعيان ميانمار به خاطر ايراني الاصل بودنشان كشور ايران را دوست داشته و به آن افتخار مي‌كنند و در صددند تا دامنه‌ي روابط خود را با كشور ايران گسترش دهند .

     

     تاجيكستان :

    شيعيان اسماعيلي بدخشان تاجيكستان، ارادتي خاص نسبت به خاندان اهل بيت (ع) دارند و نسبت به حضرت علي(ع) و حضرت فاطمه زهرا (س) و اولاد آن‌ها ، علاقمندي زيادي داشته تا درجه‌اي كه حضرت علي (ع) را چون خدا پرستش مي‌كنند و حضرت فاطمه زهرا (س) را مادر قيامتي خود مي‌دانند . بدخشانيان ، حضرت امام حسين (ع) را به نام شهير نيز ياد مي‌كنند و اعتقاد بر اين دارند كه شهير نام و لقب محسنين است .

    اسماعيليان بدخشان امام حسين (ع) را همچون ديگر هم مذهبان خويش امام بر حق مي‌شمارند و آن را امام سوم خود مي‌دانند و در ماه محرم و عاشورا كه آن را شدّه يا عشورا مي‌نامند ، براي آن حضرت سوگواري و عزاداري برپا مي‌دارند . در اين ماه ، به‌خصوص در اين روز ، لباس سياه به تن مي‌كنند و بساط شادي را بر مي‌چينند ، در اين روزها ، مردان هرگز صورت نمي‌تراشند و مناطق به شكلي است كه گويا همه جا در ماتم است . مردم در خانه‌ها ، عزاداري برپا كرده كه آن را « حقزني» گويند و يا حسين واي حسين گويان ، مشت بر سينه مي‌كوبند ، به درجه‌اي كه بعضي بدن و رخساره خود را خونين كرده و از حال مي‌روند . مردم بدخشان ، كشندگان حسين و خاندانش را كه از آن‌ها با عداوت و كينه ياد مي‌كنند ، پليد‌ترين و بي‌رحم‌ترين موجود عالم مي‌شمارند ، تا جايي كه آدم منافق و رذيل را در بدخشان ، يزيد مي‌گويند .

     

     قزاقستان :

    در آن سوي كوه‌هاي سر به فلك كشيده‌ي « تيان شان » در جنوب قزاقستان ، گروهي ايرانيان رنج كشيده زندگي مي‌كنند كه در طول يك قرن ، به زندگي غريبانه و دوري از وطن انس گرفته و روزگار سختي را در طول سال‌هاي تاريك خفقان ماركسيسم به سر برده و هم‌اكنون نيز مي‌سوزند و مي‌سازند ، آن‌ها كساني هستند كه در سال‌هاي نخستين انقلاب اسلامي يكي در آن سوي مرزها ، اسير حكومت شوروي گرديده و به اين كوهپايه‌هاي دور دست ، يعني تيان شان تبعيد شدند .

    گفته مي‌شود اينان ، يك هزار خانواده‌ي آذري ايراني هستند، از عشاير آذربايجان كه در مناطق مشكين شهر و بيله سوار مغان كه به طور سنتي از منطقه‌اي به منطقه‌ي ديگر كوچ مي‌كردند و با بسته‌شدن مرزهاي شوروي در آن سوي مرزها گرفتار شدند و پس از بيست سال انتظار بازگشت به وطن ، سرانجام حكومت شوروي سابق ، آن‌ها را به اين سرزمين تبعيد نمود و در منطقه‌ي « مركه » قزاقستان ، آن‌ها را ساكن نمود . اما با گذشت ساليان سال ، اين انسان‌هاي غيرتمند، به خوبي از سنّت‌هاي مذهبي و ملّي خويش و اجدادشان پاسداري كردند و مخفيانه مساجد ساختند و اجتماعات خويش را ، از جمله محرم و عاشورا در آن بر پا كردند .

    شيفتگان مراسم حسيني ، هر ساله به شكلي مراسم محرم و عاشورا را به پا داشته و در عزاي مولايشان  اشك ماتم ريختند ، مردم ((مركه)) با پوشيدن لباس سياه و تشكيل دستجات صد نفري كاملاً به شكل عزاداري سوزناك آذربايجان كشورمان بر سرو سينه زده و ساعت هاي متمادي تا پاسي از شب ، نوحه سرايي و گريه و زاري مي‌كنند و هم براي مظلوميت حسين (ع)  و مظلوميت خويش  اشك مي‌ريزند و جالب اين كه به هنگام اذان مغرب، دست از عزاداري كشيده و نماز جماعت به پا مي‌دارند .

     

     ترينيداد و توباكو :

    ترينيداد و توباكو ، جزيره‌اي است در آمريكاي مركزي كه پايتخت آن پرت آواسپاني مي‌باشند . اين كشور در شمال‌شرقي كشور ونزوئلا و در جنوب جزيره‌ي گرانادا در اقيانوس اطلس شمالي واقع شده‌است .

    استعمارگران انگليسي در سال 1845 تا 1847 ، يك گرده 130 هزار نفري از مردم هند را جهت كار در اين جزيره با كشتي به اين سرزمين آوردند . كه از اين گروه ، 30 هزار نفر مسلمان بودند .

    پس از 9 سال اسارت اين گروه در اين جزيره ، سه خانواده‌ي شيعه تصميم به برگزاري مراسم محرم و عاشوراي حسيني گرفتند كه اين تصميم با مخالفت دولت دست نشانده‌ي بريتانيا رو به رو شد . پس از اين مخالفت ، ابتداً  هندوها و سپس تمام ساكنين اين جزيره ، با شيعيان همراه شدند و درست در همان روز كه مصادف با عاشوراي حسيني بود ، دست به تظاهراتي بر عليه حكومت وقت زدند و خواستار لغو ممنوعيت انجام مراسم شدند و دولت دست نشانده ، تحت فشار افكار عمومي ، سرانجام ممنوعيت را لغو نمود و از آن پس ، هر ساله در روز عاشورا ، اين حركت به عنوان سمبل وحدت ملّي مردم منطقه ، يعني كشور ترينيداد وتوباكو نام گرفت و هر ساله به نحو باشكوهي ، تحت عنوان كارناوال هوزيه يا هوساي برپا مي‌شود .

    مردم ترينيداد و توباكو ، امام حسين (ع) را با نام هوزيه يا  هوساي مي‌شناسند ، تمام نژاد و اديان ، مانند مسيحي ، مسلمان ، هندو ، سياهان و سفيد پوستان و سرخ‌پوستان ، هر ساله ، اين مراسم را به ياد آن سرور آزاده برپا مي‌كنند و به عزاداري مي‌پردازند .

    براي اجراي اين برنامه از يك‌سري وسايل استفاده مي‌شود : ماكت چوبي سه مسجد به نشانه‌ي آن سه خانواده شيعه ، دو مناره و دو هلال چوبي به رنگ قرمز و سبز ، يك پرچم سفيد ، هم‌چنين 4 طبل از جنس سفال و پوست كه هر كدام از آن‌ها ، نماد و نشانه و ياد‌‌آور موضوع خاصي در خصوص واقعه‌ي كربلاست و هر كدام با آواي خاصي به صدا در مي‌آيد .

    ـ طبل اول : نشانه‌ي دعوت مردم كوفه از امام حسين (ع)

    ـ طبل دوم : نشانه‌ي نيرنگ و خيانت مردم كوفه به مسلم و امام حسين (ع)

    ـ طبل سوم : نشانه‌ي جنگ امام حسين(ع)  با لشگريان كفر

    ـ طبل چهارم : نشانه‌ي شهادت امام حسين (ع) و يارانش در صحراي كربلا .

    پرچم‌هاي قرمز و سبز و سفيد در روز هفتم ، توسط عزاداران در خيابان به اهتزار در مي‌آيد و در دسته‌ها حمل مي‌ شود و در روز هشتم و نهم ماه محرم ، عزاداران با حمل سه مسجد و دو هلال و دو مناره‌ي چوبي ، مراسم را ادامه مي‌دهند . برنامه‌ي اصلي ، مربوط به روز عاشوراست . كليه‌ي مردم اين جزيره در اين روز ، در اين مراسم ملّي ـ مذهبي شركت مي‌كنند و از خوردن گوشت و آب خودداري مي‌نمايند و بيشتر ، ميوه و سبزيجات و شير مي‌خورند ، هم‌چنين در اين روز ، با غذايي به نام « ماليده » كه در ظرف مخصوص مربعي شكل طبخ مي‌گردد ، از عزاداران پذيرايي مي‌كنند و مردم ترينيداد و توباكو عقيده دارند ، خوردن اين غذا باعث تندرستي و سلامت فرد تا سال آينده مي‌شود .

    سرانجام ، اين مراسم پرشكوه ، رأس ساعت 30/15 ، به پايان مي‌رسد .

                                                                    

    آرژانتين:

     شيعيان اهل بيت در پايتخت آرژانتين، يعني بوئنس آيرس و شهر توكومان،يكي ازشهرهاي بزرگ اين كشور، هرساله مراسم عزاداري حسيني را برگزار مي كنند.در اين مراسم كه تا نيمه شب به طول مي انجامد،نوحه خواني و سينه زني با شركت تازه مسلمانان آرژانتين برگزار مي شود.

     

     امريكا(نيويورك):

     در مسجد امام علي (ع) در نيويورك،‌ يكي از شهر هاي امريكا،شيعيان مقيم اين كشور،محرم را به سوگ مي نشينند . شيفتگان اهل بيت از ايران و كشورهاي مختلف اسلامي، بااجتماع دراين مسجد و مسجدهاي ديگر،باقرائت زيارت عاشورا،نوحه خواني و سينه زني،عزاداري مي كنند .

     

    ايتاليا:

    آيين سوگواري محرم حسيني در محل مدرسه ي ايرانيان در شهر رُم و با حضور تعدادي از شيعيان ديگر برگزار مي گردد.در اين مراسم،مداحي و مرثيه خواني و آيين سينه زني برگزار مي شود.

     

    ژاپن:

     دركشور ژاپن،تعدادي از شيعيان اين كشور كه سي هزار نفر تخمين زده شده اند ،در سفارت جمهوري اسسلامي ايران در توكيو،در محرم به عزاداري مي پردازند . اين مراسم شامل نوحه خواني،سينه زني و مرثيه سرايي مي شود.

     

    چين:

     كشور چين ، در ماه محرم شاهد عزاداري ايرانيان مقيم اين كشور در سفارتت جمهوري اسلامي ايران در پكن است. در اين مراسم كه هرساله برگزار مي شود ،عزاداران به نوحه خواني،مرثيه سرايي و سينه زني مي پردازند .

     

    سوريه:

     در روزهاي محرم ، به مناسبت شهادت امام حسين (ع)، ده ها هزرا تن  در شهرهاي مختلف سوريه به عزاداري مي پردازند . به همين مناسبت، هزاران تن از شيعيان كشورهاي عربي حوزه خليج فارس، آفريقا،لبنان، سوريه،افغانستان ، پاكستان ، عراق ، هندوزائران ايراني،با تجمع در مرقد مطهر مطهر زينب (س)و خيابان هاي اطراف، با نوحه خواني، زنجير زني وسينه زني به سوگواري مي پردازند.

     

    تركمسنتان :

     عاشقان امام حسين(ع)در تركمنستان،طي مراسمي،چون نوحه خواني و..ياد سالار شهيدان را گرامي مي دارند. آيين عزاداري، با شركت ايرانيان مقيم تركمنستان و جمع زيادي از شيفتگان آن حضرت در شهر هايي چون عشق آبادو مرو برگزار مي شود .

     

    اتريش:

     مراسم سوگواري سالار شهيدان ، هرساله به طرز با شكوهي درمراكزاسلامي وين ،پايتخت اتريش برگزار مي شود . اين مراسم شامل نوحه خواني و سينه زني است.

     

     كويت :

     همه ساله در ماه محرم، مساجد و حسينيه هاي مناطق مختلف كويت،شاهد هزاران تن از شيعيان كشور هاي مختلف است كه با سينه زني و نوحه خواني،شهادت فرزندان زهرا(س) را گرامي مي دارند.

     

    واشنگتن:

    واشتنگتن ،پايتخت و يكي از بزرگ ترين شهراهاي امريا است. در ماه محرم دراين شهرمراسم ويژه اي در مركز تعليمات (آي.ئي.سي)در مريلندبرگزار مي شود. در اين مراسم،صد ها تن از شيعيان مقيم امريكا از كشور هاي عرب،افغانستان،ايران و امريكا، شركت مي كنند


    نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و یکم آذر 1389 توسط جوان یاسوج

    دکلمه با صدای مرحوم حسین پناهی

    برای دانلود برروی هرلینک کلیک کرده و گزینه دانلود را بزنید......

    دکلمه هایی با  صدای زنده یاد " حسین پناهی "

     

     

     

    کیفیت خوب

      حسین پناهی۰۱ 
    حسین پناهی۰۲ 
    حسین پناهی۰۳ 
    حسین پناهی۰۴ 
    حسین پناهی۰۵
    حسین پناهی۰۶ 
    حسین پناهی۰۷ 
    حسین پناهی۰۸
    حسین پناهی۰۹
    حسین پناهی۱۰ 
    حسین پناهی۱۱ 
    حسین پناهی۱۲ 
    حسین پناهی۱۳ 
    حسین پناهی۱۴

    کیفیت معمولی
    حسین پناهی۰۱
    حسین پناهی۰۲ 
    حسین پناهی۰۳ 
    حسین پناهی۰۴ 
    حسین پناهی۰۵ 
    حسین پناهی۰۶ 
    حسین پناهی۰۷ 
    حسین پناهی۰۸ 
    حسین پناهی۰۹
    حسین پناهی۱۰ 
    حسین پناهی۱۱ 
    حسین پناهی۱۲ 
    حسین پناهی۱۳ 
    حسین پناهی۱۴


      روحش شاد و یادش گرامی....

    .......................................................................................................

     

    ذوب آهن صفر- شهرداری یاسوج 1؛ حذف نایب قهرمان آسیا از جام حذفی

     

    اصفهان - سرمربي تيم فوتبال شهرداري ياسوج، گفت: با حذف تيم ذوب آهن اصفهان و راهيابي به مرحله يك شانزدهم رقابت‌هاي جام حذفي باشگاههاي كشور دست به كار بزرگي زديم.

    جمشيد غديري پس از پيروزي تيمش برابر ذوب آهن اصفهان خاطرنشان كرد: تيم فوتبال ذوب آهن اصفهان عنوان نايب قهرماني آسيا را به دست آورده است و پيروزي بر اين تيم براي ما بسيار بارزش بود.

    سرمربي شهرداري ياسوج گفت: ذوب آهن در حالي مقابل تيم ما از گردونه رقابت ها حذف شد كه ‪ ۸‬بازيكن تيم شهرداري ياسوج براي اولين بار مقابل يك تيم ليگ برتري بازي كردند.

    وي با اشاره به اينكه قدرت تيم فوتبال ذوب آهن اصفهان پس از بازگشت از فينال جام باشگاههاي آسيا تحليل رفته است، گفت: اين تيم چنانچه در هفته هاي آينده بازسازي خوبي داشته باشد، قدرت گذشته خود را به دست خواهد آورد سرمربي تيم شهرداري ياسوج در عين حال تصريح كرد: تيم فوتبال ذوب آهن يكي از تيم‌هاي خوب ايران است و پس از بازگشت از ديدارنهايي ليگ قهرمانان آسيا نياز به استراحت داشت كه چنانچه برنامه ريزان ليگ برتر به اين تيم استراحت داده بودند، روند پيروزي‌هاي اين تيم در ليگ برتر و جام حذفي همچنان حفظ مي‌شد.

    وي درباره ديدار بعدي تيمش با تيم كاوه تهران نيز گفت: كهگيلويه و بويراحمد استان محرومي است و ما براي خوشحال كردن مردم محروم اين استان تلاش خود را براي پيروزي مقابل كاوه تهران بكارخواهيم بست تا به ديدار با استقلال تهران برسيم.

    غديري درعين حال تصريح كرد: براي رسيدن به ديدار با استقلال تهران نيازمند حمايت بيشتر مسوولان استان و برگزاري ديدارهاي تداركاتي بزرگ داريم.

    سرمربي تيم فوتبال شهرداري ياسوج درباره اتلاف وقت بازي توسط بازيكنان تيمش در جريان اين ديدار نيز اظهارداشت: اتلاف وقت در برنامه كار ما نبود اما تمام سفرهاي تيم ما به وسيله اتوبوس انجام مي‌شود و در طي هفته جاري پيش از اين ديدار، بازيكنانمان با اتوبوس مسافت بوشهر تا ياسوج و ياسوج تا اصفهان را پيمودند كه سفرها خستگي بازيكنان ما را در پي داشت.

    گفتني است، تيم فوتبال شهرداري ياسوج عصر پنجشنبه با نتيجه يك بر صفر مقابل تيم ذوب آهن اصفهان كه نايب قهرماني آسيا را در اختيار دارد در ورزشگاه فولاد شهر اصفهان پيروز شد و با حذف صدرنشين ليگ برتر باشگاههاي كشور به مرحله يك شانزدهم جام حذفي باشگاههاي كشور صعود كرد.


    نوشته شده در تاريخ سه شنبه نهم آذر 1389 توسط جوان یاسوج
    یه  عکس زیبا از هنرمند دوست داشتنی شهرزیبای یاسوج برادر " اسحاق آقایی"

     

    وبلاگ آثار  اسحاق آقایی http://eshaghx.blogfa.com/   

     

    تنگه دو آب و مهریان یاسوج

    تنگه دو آب و مهریان - این منطقه دارای چشمه های فراوان با آب و هوای خنک می باشد و یکی از محل های گردشگری بسیار زیبا است  این تنگه در 5 کیلومتری شهر یاسوج در دره ای با درختان چنار و پوشش گیاهی جنگلی درختانی همچون بلوط ، بنه ، گردو ، زالزالک بسیار زیبا و در مسیر عبور رودخانه که در تمامی ماههای سال دارای آب فراوان می باشد واقع شده است . این منطقه دارای چشمه های فراوان با آب و هوای خنک می باشد و یکی از محل های گردشگری بسیار زیبا است


    yasooj01




    تپه ملاکانیه یاسوج:

    ملاکانیه به عنوان یک تپه تاریخی به هزاره سوم پیش از میلاد و سده هشتم تا دهم هجری قمری تعلق دارد. این تپه تاریخی در یک کیلومتری روستای بادنگان علیای یاسوج واقع شده است . این مکان با تپه های شهدا ، تپه دم چنار ، تل مهره ای و تل خسرو بسیار همانند می باشد .

    تپه دم چناریاسوج:
    تپه دم چنار محل قرار گرفتن این تپه که یکی از تپه های پیش از تاریخ است ، در نزدیکی روستای دم چنار یاسوج است . این تپه تاریخی به هزاره سوم و چهارم پیش از میلاد تعلق دارد و از نظر تاریخی با دیگر تپه های منطقه ، به ویژه تل مهره ای و تل خسرو توانایی برابری دارد .
    تل مهره ای : تل مهره ای در یک کیلومتری شرق روستای سقاوه یاسوج قرار گرفته است . این تپه یکی از تپه های ما قبل تاریخ در استان است که به هزاره سوم و چهارم پیش از میلاد تعلق دارد .


    yasooj02_400



    تل خسروی یاسوج:

    تل خسروی تل خسروی یا تل خسرو تپه ای در جنوب شهر یاسوج است که به فاصله ای کمتر از چند کیلومتری آن قرار دارد . بر اساس روایتهای محلی ، کیخسرو کاخی بر سر این تل یا تپه بنا نهاده بود که پرفسور گاوبه ، آثار آن را به صورت عمارتی با آجرهای زرد چهارگوش و آجرهای سرخ از نوع آجرهای پل علیایی بهبهان (ارجان قدیم) مشاهده کرده و این مکان را به پیش از دوره هخامنشیان مربوط دانسته است . این تل که به هزاره سوم از میلاد و سده نهم و دهم هجری قمری تعلق دارد ، در چهار کیلومتری جنوب شهر یاسوج ، در نزدیکی روستای تل خسرو واقع شده است .

    تل شهداء یاسوج:
    تل شهداء تلی است تاریخی که به هزاره سوم پیش از میلاد مربوط است ، در 11 کیلومتری شمال شرقی شهر یاسوج واقع شده است . به منظور دستیابی به سبک معماری آن زمان و دیگر اختصاصات فرهنگی ، به کاوشهای باستانشناسی نیاز دارد که هنوز کسی به این امر اقدام نکرده است .
    تل چگاه : این تل در مسیر باشت به چرام ، در شمال شهرستان کهگیلویه واقع شده است . این محل به فاصلة 37 کیلومتری باشت ، از درختان بلوط پوشیده است ، آن‏گونه که چشم‏انداز جنگل‏های انبوه آن ، جنگل‏های مناطق شمالی کشور را یادآوری می‏کند . این محل به دلیل بی‏توجهی با خطر انهدام گونه‏های جنگلی و جانوری روبروست . در صورتی که حفاظت و مدیریت مناسب ، این ناحیه را به یکی از تفرجگاه‏های منطقه تبدیل خواهد کرد که از نظر تاریخی واجد ارزش است .

    تل دهوه یاسوج:
    این تل در روستای دهوه از توابع گچساران واقع شده است . از این تل باستانی ، سفالینه‏های بسیار ظریف و منقوشی به دست آمده که با آثار سفالین تپه‏های تاریخی بهبهان و تل باکون در استان فارس قابل مقایسه است . پیشینه تاریخی این مکان ، احتمالاً به هزاره‏های سوم و چهارم پیش از میلاد مربوط است.....

    دهکده توریستی کریک یاسوج:
    این دهکده در فاصله 25 کیلومتری شهر یاسوج واقع گردیده است . بافت دهکده بسیار قدیمی بوده و خانه ها به صورت پلکانی و بطوریکه حیاط هر خانه پشت بام خانه دیگر محسوب می گرددواقع گردیده است
    این روستا دارای آب وهوای بسیار مطبوع و خنک بوده و چشمه های متعدد در روستا جاری است . انواع درختان نظیرچنار،بید،انگور،گردو،س یب و شالیزهای سرسبز در این روستا واقع شده است . به طوری که این روستا از دیدنی ترین نقاط گردشگری استان محسوب می شود .

    سد شاه قاسم - یاسوج
    سد شاه قاسم یکی از سدهای خاکی جنوب کشور ایران می باشد .
    این سد خاکی در 15 کیلومتری جنوب یاسوج محل مناسبی برای قایقرانی و ورزش های آبی است و یکی از مکان های دیدنی و توریستی محسوب می شود

    غارنول یاسوج :
    غار نول در کوه گل واقع در 20 کیلومتری منطقه سی سخت یاسوج واقع گردیده است. غار نول با طول 80 متر دارای چند تالار پلکانی و انشعاب های مختلف و از لحاظ بررسی های زمین شناسی حائز اهمیت می باشد.
    ارتفاع دهانه غار 3 متر است که در برخی نقاط درون غار تا 20 متر تغییر میکند. سقف و بدنه غار از سنگهای آهکی اسماری و قندیلهای زیبایی پوشیده شده و قطعات آب از این قندیلها و سقف غار, چکه میکند. در عمق غار چند چشمه وجود دارد که آب زلال و خنکی از آنها جاری است. دخالت های انسانی پیرامون چشمه سارها و قنات های اطراف این غار بیانگر استفاده از غار در دوره های گذشته و اخیر است . به نظر میرسد این غار در گذشته به عنوان پناهگاه موقتی مورد استفاده قرار گرفته است .

     

    بیست وپنجم ذی القعده - روز دحوالارض


     

     


     

    هــــو البــاســـــــط

    وَ الْأَرْضِ و َمَا طَحَاهَا "


     

    قسم به زمین و کسى که آن را گسترانیده است.
    سوره مبارکه شمس - آیه 6


     


    بیست و پنجم ماه ذی القعده روزدحوالارض است.


     

    دحوالارض را چنین معرفی می کنند "روزی که زمیناز زیر کعبه کشیده و گسترانیده شد.
    گر چه این مطلب یعنی کشیده شدن و گستراندهشدن زمین در وحله اول عجیب به نظر میرسد اما تعریف واضح تر این موضوع این است کهگفته شود :
    پس از آنکه تمام سطح کره زمین به مدت طولانی در زیر آب فرو رفته وخداوند خواست تا آن را از زیر آب بیرون آورد که صحنه زندگی موجودات مهیا گردد ،اولین نقطه ای که از زیر آب سر بیرون آورد همان مکان مقدس کعبه و بیت الحرام بود . این واقعه نشان دهنده اهمیت این نقطه و مرکزیت آن برای همه عالمیان است

    روایت است که « امام رضا » علیه السلام فرموده اند:
    درشب بیست و پنجم ماه ذى القعده حضرت ابراهیم (ع) و حضرت عیسى (ع) متولد شده اند.
    در این روز رسول خدا صلى الله علیه و آله، به قصد حجة الوداع از مدینه با یکصد و چهار هزار یا یکصد و بیست و چهار هزار و حضرت فاطمه (ع) و تمامى اهل بیت خود از راه شجره به مکه عزیمت نمودند.

    ونیز روایت است که حضرت مهدی عج الله تعالی فرجه شریف در چنین روزی ظهور خواهند کرد ان شاء الله.


    نوشته شده در تاريخ یکشنبه شانزدهم آبان 1389 توسط جوان یاسوج

    لباس محلی زنان کهکیلویه وبویراحمد...

    ياسوج - استان چهار فصل کهگيلويه و بويراحمد به خاطر برخورداري از طبيعتي زيبا و بکر، علاوه بر زيبايي هاي طبيعي از جلوه اي خاص در پوشاک زنان اين ديار نيز برخوردار است. پوشاک و لباس محلي زنان ازجمله جذابيت هاي بومي استان کهگيلويه و بويراحمد به شمار مي آيدبه طوري که هر تازه واردي به اين استان در همان نگاه اول متوجه اين جلوه هاي رنگين مي شود. زنان استان چهار فصل کهگيلويه و بويراحمد از جمله زنان ايراني هستند که هنوز به پوشاک سنتي و محلي خود پايبند هستند و از آنها در بيشتر اوقات و بخصوص در جشن ها و مجالس عروسي استفاده مي کنند.


    پوشش وحجاب کامل و تنوع رنگ ها و پارچه ها، جلوه خاصي به لباس محلي زنان در اين استان بخشيده است و رنگ هاي آن بر طبيعت زيبا و دامنه زاگرس، شميم نشاط و شادي پخش مي کند. از جمله نکات قابل توجه اين است که پايبندي به استفاده از لباس محلي حتي در ميان زنان شهرنشين اين استان علاوه بر زنان روستايي و عشايري ديده مي شود و با قدم زدن در خيابان هاي شهرهاي اين استان مانند ياسوج،سي سخت، گچساران و... اين موضوع به خوبي مشاهده مي شود. لباس محلي وسنتي زنان استان کهگيلويه و بويراحمد از سه بخش اصلي سرپوش، بالاتنه وپايين تنه تشکيل شده است که مجموع اين سه بخش، پوشش کاملي را براي زنان به همراه دارد. سرپوش لباس محلي زنان کهگيلويه و بويراحمد، شامل يک پارچه روپوش يا همان روسري به نام " مينا " (Meyna) است که به طور معمول داراي بيش از يک متر طول و بين 60تا 70سانتيمتر عرض مي باشد.


    بر روي اين روپوش مينا نيز پارچه اي به نام چارقد يا لچکي قرار مي گيرد که در زبان فارسي همان سربند است. همچنين يک کلاه کوچک زير مينا قرار مي گيرد تا پوشش دهنده موهاي جلو سر زنان باشد و معمولا زيورآلات و وسايل تزيين سنتي و ظريف به آن متصل مي شود. بخش بالاتنه لباس محلي زنان استان کهگيلويه و بويراحمد، همان پيراهن يا جامه است که شامل يک پارچه دو متري مي باشد و از زير گردن تا کف پاي زنان را مي پوشاند. اين پيراهن ردا مانند، داراي آستين و سرآستين است و نوع مدل آن مخصوص زنان استان هاي کهگيلويه و بويراحمد، فارس، خوزستان و چهارمحال و بختياري است. بخش پايين اين لباس ها که به عبارتي زيباترين بخش آن نيز به شمار مي آيد همان دامن يا تنبان است که بيشترين حجم پارچه را در اين لباس سنتي در برمي گيرد.


    معمولا براي دامن اين لباس هاي محلي بين پنج تا 12متر پارچه مصرف مي شود طوري که اين دامن از بالا کشدار و کاملا چين خورده است ودرپايين آن تزيين هايي مانند نوار دوزي يا پارچه هاي پليسه دار به کار مي رود. رنگ و جنس پارچه اين لباس ها معمولا بنا به طبيعت اين استان در مناطق گرمسيري و سردسيري، نوع بافت عشايري و روستايي، نوع باورها و گرايش قومي و قبيله اي و سن زنان انتخاب مي شود طوري که براي دختران نوجوان و کودک بيشتر از رنگ هاي شاد و حجم کمتر پارچه و براي دختران جوان رنگ هاي روشن تر با پارچه بيشتر استفاده مي شود. با افزايش سن زنان نيز رنگ اين لباس ها بيشتر به سمت تيره و خاکستري مانند سبز يشمي يا سورمه اي سوق پيدا مي کند.



    معاون صنايع دستي سازمان ميراث فرهنگي کهگيلويه و بويراحمد درباره لباس محلي زنان اين استان به ايرنا گفت: بر اساس تحقيقات صورت گرفته در کتاب نگارگري مکتب شيراز، قدمت اين نوع لباس ها بيشتر از دوران تيموريان در قرن هشتم هجري قمري است. سيد ولي الله اميري افزود: اين نوع لباس سنتي در چهار استان کهگيلويه و بويراحمد، فارس، چهارمحال و بختياري و خوزستان مشاهده شده است و هم اينک نيز مورد استفاده قرار مي گيرد. وي اظهار داشت: امروزه استفاده از لباس محلي و سنتي بيشتر در زنان بالاي 30سال استان کهگيلويه و بويراحمد ديده مي شود اما در جشن ها و مجالس عروسي تمام زنان و دختران به عنوان يک سنت از لباس هاي محلي شاد و متنوع استفاده مي کنند.



    اميري،يکي ازدلايل ماندگاري اين نوع پوشاک ولباس رادرکهگيلويه و بويراحمد، عجين بودن آن با باورها و اعتقادات زنان اين استان دانست و گفت: با توجه به بافت سنتي، روستايي و عشايري اين استان و چهار فصل بودن آن، استفاده از اين نوع لباس براي زنان کاملا مقرون به صرفه است. به گفته وي، استفاده از لباس سنتي در فصل گرما و سرما و همچنين براي زنان عشاير به هنگام کوچ بسيار مناسب مي باشد. اميري درباره قيمت اين لباس ها گفت: بنا به جنس و مقدار پارچه به کار رفته، هزينه تمام شده براي تهيه يک دست لباس محلي و سنتي از 25هزار تومان تا 150هزار تومان متغير است. وي با اشاره به يک نوع لباس محلي ديگر، گفت: اين لباس با نام دلق يا دلج مانند نيم تنه کردها است با اين تفاوت که داراي آستين هلالي مانند تا نوک انگشتان دست مي باشد.


    اميري بيان کرد: پيراهن دلق مخصوص استان کهگيلويه و بويراحمد است و در آن از رو دوزي، ايجاد نقوش با زيورآلات ياسکه،رنگ هاي تيره تر و جنس مرغوبتر استفاده مي شود و بيشتر، زنان موسوم به بي بي آن را مي پوشند. کارشناس مسئول امور پژوهش اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامي کهگيلويه و بويراحمد نيز گفت: استفاده از لباس محلي بيشتر در فرهنگ پوشش زنان لر مشاهده شده است با اينحال هنوز تاريخ دقيقي از زمان پيدايش آن مشخص نيست. مسعود رضايي افزود: تنوع و زيبايي اين نوع لباس نشان مي دهد که مردم استان کهگيلويه و بويراحمد تا چه اندازه به رنگ هاي شاد علاقه دارند. وي بيان داشت: مردم اين استان به دليل تنوع اقليمي طبيعت، علاقه زيادي به تنوع رنگ ها دارند که اين امر در نوع پوشاک آنها به خوبي به چشم مي خورد. وي با اشاره به اينکه فرم لباس محلي لري براي زنان اين سرزمين شکيل تر و مناسب تر است، گفت: در جشن ها و مراسم عروسي رسم است که زنان با به کار بردن زيورآلات در اين لباس ها، جلوه اي خاص به آن مي بخشند.


    رضايي بيان کرد: رنگ به کار رفته در لباس محلي و سنتي زنان اين استان با توجه به موقعيت و زمان تغيير مي کند به عنوان مثال زنان عزادار تا حدود يک سال از لباس هاي تيره استفاده مي کنند. به گفته وي، اهميت استفاده از لباس محلي در ميان زنان لر تا حدي است که با وجود گران بودن برخي پارچه ها و حجم بالاي پارچه اي که بايد تهيه شود، آنها تمايل زيادي به تهيه اين نوع لباس بخصوص براي جشن هاو عروسي ها دارند. رضايي گفت: لازم است تحقيق و پژوهش هاي بيشتري از سوي متوليان حوزه هاي فرهنگي و گردشگري مانند سازمان ميراث فرهنگي و صنايع دستي درباره پوشاک سنتي و محلي صورت گيرد تا ارزش ماندگاري آن بيش از پيش مشخص شود. معاون فرهنگي اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامي کهگيلويه و بويراحمد نيز گفت:کارگروهي از سوي وزارت ارشاد با عنوان ساماندهي مد و لباس در اين استان فعال است. ناصر رضايي افزود: مقرر شده نمايشگاهي از لباس هاي بومي، سنتي و ملي مطابق با موازين اسلامي و عرفي در استان کهگيلويه و بويراحمد برپا شود اما تاريخ دقيق اين نمايشگاه مشخص نيست. کارشناسان معتقدنديکي از روش هاي پيشگيري از ترويج مد و پوشاک غير اسلامي و نامناسب، ترويج استفاده از پوشاک محلي و سنتي است و لازم است که متوليان حوزه هاي فرهنگي و حتي صنايع دستي کشور با ارج نهادن به اين موضوع تلاش بيشتري در راستاي معرفي اين نوع پوشاک و مزيت هاي آن نمايند.


    نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ششم آبان 1389 توسط جوان یاسوج

     

     

    بچه های خوب یاسوج و استان کهکیلویه وبویراحمد و نورآباد ممسنی....  سلام

     

    این وبلاگ جهت ارتباط شما جوانان اهل ذوق در انترنت افتتاح گردیده...

    دوستان عزیز با ارائه نظرات خودشون ما رو دراین زمینه یاری کنند..

    آدرس وبلاگ-آی دی -وب سایت- کلوپ گفتگو و... خودتونو بذارین تا دوستان هم استانی و بفیه بتونن راحت با شما درارتباط باشن....

    سرافراز و پیروز باشید...


    نوشته شده در تاريخ شنبه هفدهم مهر 1389 توسط جوان یاسوج
    تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک